ونيز به سند صحيح روايت كرده است از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام به اين مضمون كه : « شخصى به خدمت آن حضرت عرض كرد كه در اين زمان ظاهر شدهاند جمعى كه آنها را صوفيّه مىگويند ، دربارهء آنها چه مىفرمائيد ؟
حضرت فرمود كه : « آنها دشمنان مايند ، پس هر كه ميل كند به آنها از آنهاست ، ومحشور مىشود با آنها ، و بعد از اين جمعى خواهند آمد كه ادّعاى محبّت ما نمايند ، وميل به آنها كنند و خود را شبيه به آنها سازند ، ولقب تصوّف را بر خود گذارند ، وتأويل كلام آنها كنند ، آگاه باشيد ! كه هر كه ميل به آنها كند از ما نباشد و ما از او بيزاريم ، وهركه انكار آنها كند و كلام ايشان را ردّ نمايد مانند كسى باشد كه با كفّار در خدمتِ رسول مختار جهاد كند » « 1 » .
قاصر گويد كه : از اين حديث شريف مستفاد مىشود وجوب ردِّ بر صوفيان ، ومذمّت وحرمتِ تأويل كلامشان كه بر طرف شود عيب كفر وارتداد ظاهر از آن ، چنان كه ظاهر است از اكثر هرزههاى آنها ، مانند هرزههاى ابو يزيد ، وسهل ، وعطّار ، وشبسترى ، ومولوى در مثنوى وغيره وغيرهم .
چنان كه مذموم و حرام است تأويل كلام كفّار وفسّاق وفجّار ومرتدّين وملحدين ، والّا ثابت نشود هرگز كفرى وفسقى ورفضى وسبّى وارتدادى وجرح راوى وشاهدى ، مگر اينكه گويندهء كفر وردّه وفاسق قرينهء حاليه مقاليه داشته باشد كه دفع احتمال از ظاهر مقال ، وافعالش كند ، أنّى يكون ولا يكون و لم يكن ، بلكه اين ممتنع است .
و بنابر اين نيز لازم مىآيد قدح وجرح فضلاء و علماء وأوتاد وإلغاء احكام ارتداد ، بلى هرگاه بعد از سؤال از قائل يا بعد از اعتراض بر او ادّعاى
هامش
( 1 ) حديقة الشيعه : 562 و 563 ، اثنا عشريه شيخ حرّ : 32 .