حسن و يا حتّى به موثّق ، منحصر نمود . و وقتى حصول اطمينان براى حجّيت خبر ، كافى بود ، برخى از شرايط ( مثل : عقل و ضبط ) ، از لوازم اطمينان ، محسوب مىشود و برخى ديگر از آنها ( مانند : بلوغ ، اسلام ، ايمان و عدالت ) ، هم نوعاً در حصول اطمينان ، دخالتى ندارد ، چون از خبر بچهء مميّز ، غير امامى ، غير عادل و . . . نيز اطمينان به وجود مىآيد ، چنانچه عمل به خبر امثال سَكونى كه از عامّه و اسحاق بن عمار كه از فطحيه هستند ، در بين علما رايج است » .
نويسنده ، در بحث شيوهء تفريطگرايانه ، گزينشى در ارزيابى روايات كتب اربعه را از بعضى محقّقان ، نقل كرده كه تصوّر كردهاند بايد احاديث صحيح را از اين كتب ، جدا كرد و بقيّه را كنار گذاشت . از جملهء اينان ، محمّدباقر بهبودى است كه گفته است :
صحاح كافى و نيز ساير كتابهاى اصيل شيعه : كتاب من لا يحضره الفقيه ، تهذيب و استبصار را با توجّه به سند و با توجّه به انظار فقهاى عظام و طىّ مراجعات لازم و مقايسه با كتاب و سنّت ، انتخاب كردهام . گمان نمىكنيم نقدى بر آن وارد شود .
و در مقدّمهء گزيدهء كافى ، گفته است :
تاريخ ، شهادت مىدهد كه زنديقها و غُلات ، چگونه براى اهداف خود و افساد شريعت ، در جعل حديث كوشيدهاند . . . و آنچه كه پس از تحقيق و تفحّص براى من مشخّص شده ، اين است كه خبرى را مىتوان صحيح ناميد كه هم از حيث سند ، و هم از حيث متن ، صحيح باشد . . . . اينك در قرن پانزدهم ، نگارندهء اين سطور ، بعد از سى سال مطالعهء مداوم و بعد از تجربيات فراوان در شناخت علل حديث ، به انتخاب احاديث معتبر شيعه پرداختن و با پيروى از سِيَر پيشينيان ، يعنى با توجّه به شرايط اعتبار در متن و سند ، احاديث معتبر كتب اربعه را به تشخيص خود ، مشخّص نمودم .
اين كار استاد بهبودى ، توسّط برخى علماى شيعه ، به شدّت مورد نقد و اعتراض ، واقع شده است كه نويسنده ، برخى اقوال در اين زمينه را آورده و نتيجه گرفته است
كافى پژوهى ( گزارش پايان نامه هاى مرتبط با كلينى و الكافى ) ( فارسى ) — صفحة 606
مساهمون: سيد محمد على ايازى
ص٦٠٦