تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كافى پژوهى ( گزارش پايان نامه هاى مرتبط با كلينى و الكافى ) ( فارسى ) — صفحة 607

مساهمون:

ص٦٠٧
كه وجود احاديثى از كتب اربعه كه از نظر سند ، ضعيف هستند ، سبب نمىشود آن احاديث را غير قابل عمل بدانيم و از كتب شيعه ، حذف كنيم ؛ زيرا اوّلًا معيار صحّت روايت ، تنها وثاقت راوى و عدم وجود جهت استتار نبوده ، چنان كه محقّق نام‌برده به آن تصريح نموده است ؛ بلكه علماى شيعه از زمان قديم ، علاوه بر آن دو معيار ، به قرائن و نشانه‌هاى صدق و ثبوت خبر نيز در تصحيح و تضعيف آن ، اعتماد كرده‌اند . ثانياً ايشان گفته كه با توجّه به « انظار فقهاى عظام » ، چنين كارى را انجام داده است ؛ ولى نه مقياس گزينش او با نظر فقها منطبق است ، نه نتيجهء كار او . ثالثاً ايشان به تصريح خود ، به تشخيص و مبناى خود ، احاديث كتب اربعه را مورد بررسى قرار داده و از ميان آنها ، احاديث صحيح را برگزيده است و چنان كه گفته شد ، نظر هر اهل استنباطى در اين مورد ، فقط براى خود او معتبر است ، نه افراد ديگر . پس شايسته نيست كه وى ، احاديثى را كه ضعيف تشخيص داده ، از بين احاديث كتب اربعه ، حذف كند . رابعاً ممكن است ضعف حديث ، معلول عدم شناخت راوى آن باشد . چه بسا حديثى كه راوى آن ضعيف به حساب آمده ، در واقع ، از افراد صادق و عادل ، بوده است . خامساً نگارندهء صحاح كتب اربعه ، كار خود را با عمل نگارندگان كتب الكافى منتقى ، الجمان و مرآة الجمان ، مقايسه نموده است ، در حالى كه عمل او را از لحاظ مقياس ، هدف ، ارزش و جهات ديگر ، نمىتوان شبيه اعمال آنان دانست . مقياس كار آنان ، سند حديث بر پايهء وثاقت بوده ، ولى مقياس كار ايشان ، هم سند ، و هم متن حديث است . لذا حديثى كه مضمون آن ، موافق ذوق وى نبوده ، حذف گرديده است . سادساً ايشان از وفور اخبار جعلى در كتب ، سخن گفته است ؛ ولى ترديدى نيست كه اخبار جعلى در بين روايات شيعه وجود دارد . امّا اين كه سه بخش روايات اين كتب ، بر اساس گمان مجعول بودن آنها دور ريخته شود ، با هيچ منطقى سازگار نيست .