اصطلاح ، احساس كردند ؛ و اگر از طريق مذكور ، اطمينان حاصل نمىكردند ، لازم بود از علماى قديم ، تقليد كنند ، در حالى كه به كار گرفتن همهء توان در تحصيل حكم شرعى و استنباط آن از ادلّهء شرعى ، امرى است كه ما اكيداً به آن ، دعوت شدهايم » .
در ادامه ، نويسنده ، شبهات مبتنى بر زعم ترتّب آثار و تبعات نامطلوب بر اصطلاح جديد را بر مىشمارد و به آنها پاسخ مىدهد .
علماى اخبارى ، در دليل ششم خود گفتهاند : « مؤلّفان كتب اربعه ، شهادت دادهاند كه همهء اخبار اين كتابها ، از اصول و كتب معتبر ، گرفته شده و آنها صحيح و معتبرند و از شهادت آنان ، براى ما علم حاصل مىشود كه همهء اين روايات ، از اهل بيت عصمت عليهم السلام صادر شده است ، چون وثاقت آنان ، مسلّم است . هر گاه شهادت آنان ، دربارهء صحّت اخبار كتب خود پذيرفته نشود ، در توثيق روات احاديث نيز پذيرفته نمىشود و مقتضاى وثاقت آنان ، اين است كه بدون احراز صحّت اخبار اين كتابها ، بر صحّت آنها شهادت ندادهاند » .
نويسنده ، اين مبحث را در ضمن چند مسئلهء ديگر ، مورد بررسى قرار مىدهد :
1 . دلالت عبارات مؤلّفان كتب اربعه بر صحّت اخبار كتب خود ؛
2 . اعتبار شهادت مؤلّفان كتب اربعه ، در حقّ كسى غير از خود آنان ؛
3 . شهادت مؤلّفان كتب اربعه بر صحّت اخبار اين كتب و شهادت آنان بر وثاقت راويان احاديث آنها .
نويسنده ، مورد اوّل را در ضمن سه گفتار ، بيان و تحليل مىكند كه گفتار اوّل را به كتاب الكافى اختصاص داده و عبارت كلينى در توصيف احاديث كتابش را چنين آورده است :
به راستى مىخواهى كتابى داشته باشى كه از تمام قسمتهاى علم دين ، به حدّى در آن وجود داشته باشد كه دانشجو را بىنياز سازد و براى كسى كه ارشادخواه است ، مرجع هدايت باشد ، و آن كه خواهان علم دين و عمل به
كافى پژوهى ( گزارش پايان نامه هاى مرتبط با كلينى و الكافى ) ( فارسى ) — صفحة 595
مساهمون: سيد محمد على ايازى
ص٥٩٥