نويسنده نيز در پايان بحث ، قول تواتر را رد مىكند و مىگويد : « آنچه مىتوان قول مشهور ناميد ، اين است كه گرچه تحقيق تواتر لفظى و معنوى و همچنين موجب علم ضرورى بودن آن ، امرى واضح و مسلّم است ، ولى موارد تواتر ، بخصوص تواتر لفظى ، در بين اخبار شيعه ، بسيار معدود و كم است . پس نمىتوان روايات كتب اربعه را از اين طريق ، قطعى الصدور دانست » .
2 . نويسنده ، دومين دليل اخباريان براى قطعيت صدور روايات كتب اربعه را حصول قراين قطعى مىشمارد و مىگويد : « علماى شيعه در كتب خود ، بيش از بيست رقم از قراين را جمعآورى كرده و اخبار كتب اربعه را قطعىالصدور ناميدهاند و قراينى را كه مورد استناد محمّدامين استرآبادى قرار گرفته ، نقل و نقد كردهاند » .
سپس قول استرآبادى در قطعى الصدور بودن همهء روايات كتب مشهور شيعه را نقل كرده است .
برخى از اين قراين ، امور زير است :
1 . گاهى از قراين حالى و مقالى ، علم حاصل مىشود كه راوى ، در نقل حديث ، ثقه است و دروغ نمىگويد ، ولو اين كه از نظر عقيده و يا عمل جوارحى ، فاسد باشد .
2 . تعاضد برخى از روايات به واسطهء برخى ديگر ، سبب مىشود كه نسبت به صدور آن روايت ، علم حاصل شود .
پاسخ به قراين قطعى الصدور بودن روايات كتب اربعه
اوّلًا نويسنده ، در پاسخ قرينهء اوّل مىگويد : « به فرض ، اگر مسلّم گردد كه علماى اخبارى ، از راه تتبّع در مصنّفات علماى متقدّم و متأخّر شيعه ( بدون استفاده از علم رجال ) ، به قراين موجب علم به وثاقت ، دست يافتهاند ، ولى به واسطهء وثاقت ، تنها احتمال تعمّد به كذب منتفى مىشود ؛ امّا دليلى وجود ندارد كه راوى ثقه ، فقط روايت واضح و معلوم را آورده باشد » .