تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كافى پژوهى ( گزارش پايان نامه هاى مرتبط با كلينى و الكافى ) ( فارسى ) — صفحة 593

مساهمون:

ص٥٩٣
ثانياً اگر مسلّم گردد كه راوى ثقه ، تا حديثى را صحيح نفهميده ، نقل نكرده ، ليكن اين ، در حدّ ظهور ، قبول است و از ظاهر حال راوى ، چنين فهميده مىشود ؛ امّا براى حدّ يقين بودن آن ، دليلى وجود ندارد . ثالثاً اگر مسلّم گردد كه او روايتى را نقل كرده كه به عقيدهء خودش صحيح است ، بر اساس آن ، نمىتوان گفت كه علم او با واقع ، مطابقت دارد و سهو و خطا و كج‌سليقگى در آن ، وجود ندارد . اين كه محمّدامين استرآبادى گفته : « از حُسن ظاهر حال راوى ، براى ما علم حاصل مىشود كه او در روايات خود ، دروغ نگفته است » ، گرچه اين ادّعا در حدّ خود ، امكان دارد ، ولى نمىتوان گفت به اين طريق ، علم حاصل مىشود . و در نقد قرينهء دوم ، گفته است : « اين ادّعا نيز به اطلاق خود ، درست نيست ؛ زيرا در صورت مختلف بودن رجال سند احاديث متعاضد و عادتاً غير ممكن بودن اجتماع آنان بر كذب ، گرچه اين احاديث ، موجب علم مىشود ، امّا از قبيل خبر متواتر و بسيار محدودند . در صورت جامعِ شرايط مزبور نبودن اين احاديث ، گرچه دامنهء آنها گسترده است ، ولى مفيدِ علم به صدور نيستند » .

مهم‌ترين شواهد علماى اخبارى براى قطعيّت صدور روايات كتب اربعه

نويسنده ، در اين مبحث ، شش دليل اخباريان را آورده و نقد و بررسى كرده است كه عبارت‌اند از : 1 . اهتمام شيعيان به ضبط خبر صحيح و اقتضاى اهتمام آنان ؛ « 1 » 2 . وجود كتب مرجع در بين قدماى شيعه و اخذ اخبار كتب اربعه از آن كتب ؛ « 2 » 3 . اقتضاى حكمت خدا و شفقت اهل بيت عليهم السلام جهت تأليف كتب مرجع در بين
هامش
( 1 ) . الفوائد المدنية ، ص 81 . ( 2 ) . همان ، ص 87 - 88 .