تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كافى پژوهى ( گزارش پايان نامه هاى مرتبط با كلينى و الكافى ) ( فارسى ) — صفحة 594

مساهمون:

ص٥٩٤
قدما ؛ 4 . اختصاص تقسيم اخبار به چهار نوع ( صحيح ، حَسَن ، موثّق و ضعيف ) در بين متأخّران شيعه به غير اخبار كتب اربعه ؛ 5 . تعبّد به روايات مورد بحث ، شبههء بدعت و مستلزم آثار نامطلوب بودنِ اصطلاح جديد . وى ، در نقد دليل اوّل ، گفته : درست است كه اصحاب ائمّه عليهم السلام در ضبط و نشر حديث ، اهتمام جدّى داشتند ، ولى سبب نمىشود كه صدور اخبار آنها از ائمّه عليهم السلام متيقّن باشد ؛ زيرا همهء اصحاب ، ثقه و عادل نبودند ، علاوه بر اين كه هر غير معصومى ، از سهو و خطا ، مصون نيست . نويسنده ، در نقد دليل دوم ، آورده : « وجود چنان كتابى كه در بين قدماى شيعه ، مرجعْ شناخته شود ، ثابت نشده است » . در نقد دليل سوم نيز گفته است : « اين وجه ، صرفاً يك فرض است ؛ زيرا آنچه به عهدهء پيامبر صلى الله عليه و آله و امام عليه السلام است ، به نحو متعارف ، بيان كردن احكام شرعى است و اگر فرض مذكور درست بود ، ائمّهء معصوم عليهم السلام كتاب جامعى را در امر شريعت و فروعات دين مىنوشتند و در اختيار پيروان خود مىگذاشتند تا دست به دست ، به نسل بعدى برسد » . در نقد دليل چهارم ، گفته است : « مسلّم نيست كه تنها ، خبر واحد مجرّد از قرينه ، مورد اصطلاح جديد در تقسيم خبر به انواع چهارگانهء معروف باشد و ثابت نشده است كه همهء روايات كتب اربعه ، با قرائن مؤيّد صدور ، همراه باشد » . و در نقد دليل پنجم ، نوشته است : « با توجّه به آنچه كه علماى رجال گفته‌اند ، به خوبى مشخّص مىگردد كه اين اصطلاح ، در بين علماى قديم ، داير و ساير بوده است و در بين علماى متأخّر ، تنقيح و مدوّن گرديده است و هدف از آن ، تقويت ظن و تحصيل اطمينان است و چون از زمان ائمّه دور تر بودند ، نياز بيشترى به اين