مضمون اين روايت ، اين است كه اگر انسان به نور الهى تأييد شد ، او چگونگى ، چرايى و كجايى را خواهد شناخت ؛ يعنى انسان مىفهمد كه از كجا و چگونه آمده و به چه هدفى به اين عالم ، قدم گذاشته است .
در ادامهء اين روايت ، امام عليه السلام مىفرمايد :
يعرف ما هو فيه و لِأىّ شىءٍ هو ههنا و من أين يأتيه و إلى ما هو صائر و ذلك كلّه من تأييد العقل ؛ « 1 »
[ انسان عاقل ، ] وضعيت خود را در مىيابد و مىفهمد كه براى كه در اين جاست و از كجا به اين جا آمده و به كجا خواهد رفت ، و همهء اينها به تأييد عقل است .
دوم : كاركردهاى عملى عقل
تقسيم كاركردهاى عقل به نظرى و عملى - چنانچه قبلًا متذكّر شديم - ، بدين معنا نيست كه در كاركردهاى علمى ، هيچ نشانى از آثار نظرى عقل وجود ندارد ؛ بلكه معيار ، نتيجه و ثمرهء اوّليهاى كه بر عقل در اين روايات ، مترتّب شده ، ملاك اين تقسيمبندى است . بنا بر اين ، ما در اين جا كاركردهاى عملى عقل از منظر روايات را در دو بخش اخلاقى و عبادى بررسى كردهايم .
قسمت اوّل : كاركردهاى اخلاقى عقل
در روايات كتاب العقل و الجهل ، براى عقل ، كاركردهاى اخلاقى فراوانى آمده است ، به گونهاى كه گاهى عقل ، مترادف با يك صفت اخلاقى دانسته شده است و گاهى ويژگىهاى اخلاقى خاصّى براى انسان عاقل ، در نظر گرفته شده است . در مواردى نيز برخى امور اخلاقى ، نتيجهء تعقّل ذكر شده است . نمونهء بارز آن ، روايت « جنود عقل و جهل » است كه در آن ، بيشتر فضايل و افعال خوب اخلاقى ، به عقل نسبت داده
هامش
( 1 ) . همان جا .