روايات ، به عقل نسبت داده شده است . امام صادق 7 در اين باره مىفرمايد :
بندگان ، به وسيلهء عقل ، آفرينندهء خود را مىشناسند و به مخلوق بودن خود ، پى مىبرند و مىدانند كه او مدبّر امور آنهاست و هم اوست پاينده . « 1 »
بر اساس اين روايت ، عقل ، وسيلهء شناخت خداوند و سه صفت از اوصاف ويژهء اوست .
در قسمت ديگرى از همين روايت ، امام عليه السلام شناخت خداوند ، ربوبيت او و ديگر صفات الهى را ثمرهء بهرهبردارى از عقل بر مىشمارد و مىفرمايد : « خردمند ، به دليل عقل - كه خداوند ، پايهء زندگى و زيور برازندگى و رهيابى او قرار داده - ، مىفهمد كه خدا ، حقّ است و او ، پرورندهء انسان است » .
بنا بر اين ، عقل به عنوان راهنماى انسان و ابزارى براى كسب معرفت وى ، او را در راه شناخت خدا و اوصاف او ، يارى مىدهد و با استفاده از مقدّماتى كه با تفكّر در آيات انفُسى و آفاقى به دست آورده ، بر وجود خداوند و حقّانيّت او استدلال مىكند .
2 . شناخت حجّت و خليفهء الهى
شناخت پيامبر و امام و به طور كلّى ، خليفهء الهى ، از جملهء كاركردهاى مهمّ عقل از منظر روايات است . در روايت بيستم از روايات كتاب العقل و الجهل ، امام كاظم عليه السلام علّت اختلاف معجزات پيامبران را اختلاف زمان آنها و اختلاف علوم و توانايى مردم آن روزگار دانسته و بروز هر يك از اين معجزات را براى اثبات حجّت الهى و شناساندن پيامبران به مردم ، بر شمرده است . امام عليه السلام در پايان ، حجّت الهى بر مردم زمان خود را چنين مىداند :
العقل يعرف به الصّادق على اللَّه فيصدّقه ، والكاذب فيكذّبه . « 2 »
هامش
( 1 ) . همان ، ح 35 .
( 2 ) . همان ، ح 20 .