دربارهء علمآموزى ، چند نكته از روايات ، برداشت مىشود :
نكته اوّل . هر انسانى كه در مسير علمآموزى قرار گرفت ، بايد از استاد عالمى كه داراى شرايط خاصّ است ، بهره گيرد . « 1 » نكتهء دوم . هر علمى براى انسان ، مطلوب و مفيد نيست و انسان ، بايد به دنبال علومى برود كه موجب رشد و تعالى او مىگردند ، از جمله علومى كه مفيد نيستند ، علمى است كه از اساتيد غير الهى آموخته شود . « 2 » نكتهء سوم . ميزان تعليم و تعلّم ، بستگى به مرتبهء كمال عقل جويندهء دانش و ميزان درك او دارد ، و معلّم الهى در اين زمينه ، قصورى ندارد . « 3 »
3 . تذكّر و عبرتآموزى
از ديگر راههاى كسب شناخت ، تذكّر و عبرتآموزى است كه در قرآن نيز بدان تأكيد شده است « 4 » و در دو روايت يازدهم و دوازدهم كتاب العقل و الجهل الكافى نيز ، عبرتآموزى ، موجب كسب شناخت و معرفت ، دانسته شده است . « 5 »
ب . معارفى كه عقل مىتواند به آنها دست يابد
در روايت كتاب العقل و الجهل اصول الكافى ، مواردى از علوم و معارف كه عقل مىتواند بدانها نائل شود ، ذكر شدهاند كه عبارتاند از :
1 . شناخت خدا
خداشناسى و استدلال بر وجود خدا و اوصاف الهى ، از جمله معارفى است كه در
هامش
( 1 ) . ر . ك : همان ، ح 12 .
( 2 ) . ر . ك : همان جا .
( 3 ) . ر . ك : همان ، ح 15 و 27 .
( 4 ) . ر . ك : سورهء يوسف ، آيهء 20 ؛ سورهء زمر ، آيهء 12 .
( 5 ) . ر . ك : كتاب العقل و الجهل ، ح 11 و 12 .