است . « 1 » به نظر مىرسد با اين تعريف ، بسيارى از احاديثى كه دربارهء عقل در الكافى آمدهاند ، به معناى عقل معادند و ويژگىها و فايدههاى اين عقل را بيان مىدارند . نظير اين كه امام هفتم عليه السلام فرمود :
يا هشام ! إنّ العقلاء زهدوا فى الدنيا و رغبوا فى الآخرة ؛ « 2 »
اى هشام ! عقلا از دنيا روىگرداناند و به آخرت رغبت دارند .
يا آن كه امام صادق عليه السلام فرمود :
العقل ما عبد به الرحمن و اكتسب به الجنان ؛ « 3 »
عقل ، چيزى است كه خداى رحمان ، با آن عبادت مىشود و بهشت به دست مىآيد .
چرا كه فقط عقل معاد است كه مىتواند چنين وصف شود .
عقل طبيعى
همان عقل غريزى در انسان است كه سبب تمايز او از موجودات ديگر مىگردد و درافراد مختلف ، بر اساس فطرت نخستين ، متفاوت است « 4 » و به واسطهء همين عقل غريزى است كه انسان ، آمادگى براى به دست آوردن علوم نظرى « 5 » و توانايى بر ادراك حقايق را پيدا مىكند . « 6 » در حديثى از پيامبر صلى الله عليه و آله روايت است كه فرمود :
ما قسم اللَّه للعباد شيئاً أفضل من العقل ؛ « 7 »
خداوند ، چيزى برتر از عقل به بندگانش ارزانى نفرموده است .
هامش
( 1 ) . تربيت عقلانى ، ص 50 .
( 2 ) . الكافى ، ج 1 ، ح 12 .
( 3 ) . همان ، ح 3 .
( 4 ) . شرح اصول الكافى ، ص 177 .
( 5 ) . همان ، ص 159 .
( 6 ) . همان ، ص 157 .
( 7 ) . الكافى ، ج 1 ، ح 11 .