جنون : « جنون » از ريشهء « جنّ » به معناى پوشش است و در اصطلاح ، به حالتى گفته مىشود كه پوششى ، عقل غريزى انسان را فرا مىگيرد و مانع فهم و ادراك مىشود .
بر خلاف معناى اصطلاحى جنون در بين عامهء مردم - كه شخص فاقد عقل غريزى اوّليه را مجنون مىگويند - ، در برخى متون اسلامى ، چنين فردى « مصاب » ناميده شده و در بعضى از روايات ، مجنون بر فرد معصيتكار اطلاق گرديده است « 1 » و در مقابل ، ترك كنندگان معصيت و اطاعت كنندگان اوامر الهى ، عاقل ناميده شدهاند . « 2 » پس ، از كتابهاى لغت ، آيات و روايات ، چهار واژهء متقابل و متضاد : جهالت ، سفاهت ، حماقت و جنون ، براى واژهء عقل استفاده مىشود و با توجّه به ارتباط معناى بين سه واژهء سفاهت ، حماقت و جنون با « جهل » ، مىتوان گفت كه تقابل و ضدّيت اصلى ، بين دو واژهء عقل و جهل است و تقابل عقل با ديگر واژهها ، فرعى و اعتبارى است . « 3 » وقتى گفته مىشود : « العقل ، نقيض الجهل » ، ظاهراً مراد از نقيض ، نقيض فلسفى نيست ؛ بلكه مراد از آن ، ضد است . پس عقل و جهل ، دو امر وجودىاند ، نه اين كه جهل ، « عدم العقل » باشد . « 4 » نتيجه اين كه در منطق قرآن كريم ، عقل ، بيشتر به نيرويى اطلاق مىشود كه انسان در امور دينى از آن منتفع مىشود و او را به معارف حقيقى و اعمال شايسته ، رهبرى مىنمايد و در صورتى كه از اين مسير منحرف گردد ، ديگر عقل ناميده نمىشود ، گرچه در امور دنيوى ، عمل خود را انجام دهد . « 5 »
هامش
( 1 ) . إنّما المجنون المقيم على معصية اللَّه ( مشكاة الأنوار ، ص 269 ) .
( 2 ) . الكافى ، ج 1 ، ح 12 .
( 3 ) . تلخيص و اقتباس از مقالهء « درآمدى بر معناشناسى عقل در تعبير دينى » ، حسين مهدىزاده ، مجلهمعرفت ، ش 74 .
( 4 ) . « مفهوم عقل از ديدگاه دو شارح اصول كافى » ، عبد الحسين كافى ، مجله علوم حديث ، ش 26 .
( 5 ) . الميزان فى تفسير القرآن ، ج 2 ، ص 352 .