و با ارزشترين بخش وجود وى را قلب ناميدهاند . به نظر مىرسد ، چون كه عقل ، همانند قلب ، با ارزشترين و شريفترين بخش آدمى است كه شكلدهندهء هويّت انسان است ، گاهى از عقل ، به قلب تعبير مىشود . امام كاظم عليه السلام « قلب » در آيهء هفتم سورهء قاف را به عقل تفسير نموده است . « 1 » از كلام مرحوم ميرداماد نيز ، در ذيل فقرهء ياد شده همين گونه برداشت مىشود :
كاربرد قلب به جاى نفس ناطقه و عقل در قرآن و روايات معصومان عليهم السلام مطرد و شايع است .
علّامه طباطبايى ، در تفسير همين آيه فرموده است :
قلب ، چيزى است كه انسان ، به وسيلهء آن تعقّل مىكند و در نتيجه ، حق و باطل و خير و شر را از يكديگر تمييز مىدهد . « 2 »
خداوند در آيهء ديگرى مىفرمايد :
« لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِها »
. « 3 » از اين آيه ، استنباط مىشود كه « تعقّل » ، كار قلب است . در روايتى مشابه اين آيه نيز آمده است كه قلب از جمله جوارحى است كه انسان با آنْ تعقّل مىكند . « 4 » البته بين تفسير امام و ديگر موارد ياد شده ، تعارض و تنافى وجود ندارد ؛ زيرا به اعتبار ادراك و معرفتى كه در اثر اكتساب مدركات و معقولات براى قلب حاصل مىشود ، و شأن اساسى عقل نيز فهم و ادراك و معرفت است ، ايشان « قلب » را به « عقل » تفسير نموده است .
با توجّه به مباحث پيشگفته ، به نظر مىرسد به دليل آثار و بركات فراوان عقل و در نتيجه ، ايجاد حوزهء معنايى گسترده براى آن ، در كتابهاى لغت و آيات و روايات ،
هامش
( 1 ) . ر . ك : الكافى ، ج 1 ، ح 12 .
( 2 ) . الميزان فى تفسير القرآن ، ج 18 ، ص 356 .
( 3 ) . سورهء حج ، آيهء 46 .
( 4 ) . الكافى ، ج 2 ، ص 38 .