يك . عدم قبول دعوت والى بخارا از سوى بخارى ، براى حضور در دربار و درس دادن به فرزندان والى ؛
دو . حسادت علما و محدّثان شهر ؛
سه . نامهء ذهلى به والى بخارا و بدگويى از او . « 1 » 8 . سال و محلّ وفات
بخارى ، پس از ترك بخارا ، راهى سمرقند شد و در دو فرسخىِ سمرقند در روستاى خرتنگ ، منتظر ماند . مردم سمرقند ، در مورد ورود او به شهر ، اختلاف كرده بودند و وقتى كه نظر آنان جلب شد ، ديگر اجل به بخارى ، امان نداد و در همان روستا در 62 سالگى ، در شب عيد فطر سال 256 ق ، درگذشت . « 2 » 9 . ديدگاه علما دربارهء بخارى
علماى اهل سنّت ، كرامات زيادى را براى بخارى نقل مىكنند ، مثلًا مىگويند كه زنبورى در حين نماز ، هفده بار او را نيش مىزند و او خم بر ابرو نمىآورَد و . . . .
ابن خزيمه ، در مورد او مىگويد :
در زير آسمان ، آگاهتر و حافظتر از محمّد بن اسماعيل بخارى ، نسبت به رسول خدا نديدهام . « 3 »
ترمذى نوشته است :
در عراق و خراسان ، نسبت به معناى علل و شناخت سندها ، آگاهتر از بخارى نديدهام . « 4 »
هامش
( 1 ) . ر . ك : هدى السارى ، ج 1 ، ص 670 - 684 و 688 .
( 2 ) . ر . ك : سير أعلام النبلاء ، ص 466 - 467 .
( 3 ) . ر . ك : تهذيب التهذيب ، ج 9 ، ص 45 .
( 4 ) . ر . ك : تهذيب الكمال فى أسماء الرجال ، ص 445 ، 476 و 477 .