مىنمود كه خيلى مؤثّر واقع مىشد ، به طورى كه مصمّم مىشديم بالكليّه از دنيا و مافيها صرف نظر نموده ، متوجّه آخرت گرديم . « 1 » خودش مدّعى بود كه در 22 علم مجتهد است . . . « 2 » و مدّعى مقام شهود و فنا هم بود ، و در اين دعواها صادق بود . « منظومه » حاج ملا هادى را نزد او درس مى خوانديم . تحقيقات رشيقه مى نمود . « 3 »
مير سيد على جناب مى نويسد : حالت عبادت و بكاى مخصوصى داشت ، چنانچه مكرّر در بين نماز از شدّت تضرع و بكاء ، قدرت ايستادن و استقرار از او سلب مىشد و به زمين مىافتاد . « 4 » كمتر در معاصرين زمان او در اصفهان چنين حالتى از كسى ديده شد ، يعنى اينطور بىاختيار شدن از تضرّع . در سحرها مناجاتهاى مخصوصى انشا
هامش
( 1 ) . سياحت شرق ص 188 .
( 2 ) . فرصت الدوله شيرازى در « آثار عجم » در شرح سفر خود به اصفهان مى نويسد : در همان مدرسه ( مدرسه صدر ) به خدمت جناب آخوند ملا محمد كاشانى رسيدم . سابقاً در اصفهان يكى از تأليفات مرا ديده ، تمجيد فرموده بود . . . عالمى است با عمل و حكيمى بى بدل ، ماشاء الله ! درتمام علوم يد طولانى دارد . صرف و نحو و معانى و بيان كه حاضر در ذهنش هست ، منطق مثل موم در دستش ، فقه و اصول ملكه راسخه اش ، حكمت پيش پا افتاده اش ، ثمّ ماشاء الله ! چه قدر خليق ! چه قدر شفيق ! مهربان ، خوش زبان !
( 3 ) . سياحت شرق ص 161 .
( 4 ) . آية الله سيد محمد حسين رضوى كاشانى درباره استادش آخوند مى نويسد : « كان أتقي وأورع وأزهد زمانه . . . وكان معلماً مدرّساً محققاً مدققاً خليقاً غيرمختار حالة صلاته ، خصوصاً عند ذكر الله أو الربّ ، حتّي أنّه ربما وقع علي الأرض بمجرّد ذكره ألله أكبر ، ويركع في كلّ ركعة ركوعات متعدّدة ، وفي كلّ سجدة سجودات متعددة من غير اختيار ، وهذه العادة لم ير من أحد غيره » . العندبيل ص 210 . استاد منوچهر صدوقى سها مى نويسد : « شنيدم فاضل مفضال قدوة الصلحاء آقاى حاجى ميرزا حسين چينى فروشان اصفهانى را كه شنيدم استاد خويش مرحوم مبرور آقاى سيد يوسف خراسانى را طاب ثراه كه من خدمت آن بزرگ مى كردم به روزگار تتلمذ به خدمت او ، و گاه مى شدى كه به حجره اندر مى نشستى و طلاب آمد و شد مى كردندى ، و بعد معلوم من مى افتادى كه استاد هيچ التفاتى با آن آمد و شدها نفرموده است ، از فرط استغراق . چنان كه گاهى ديگر بديدم كه به ايوان حجره نماز كرد ، و به ركوع اندر ، ذكر چنان به حضور و توجّه بگفت كه غش كرد و افتاد ، و چون با حالش باز آورديم نماز اعاده كرد » . تاريخ حكماء و عرفاى متأخر ص 412 .