تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فيض نجف ( فارسى ) — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤
متنفّر و ملول و دلتنگ بود و جماعتى را كه اهل ثروت و تجمّل دنيوى شده بودند و در امور شرعى و عرفى ، مداخلات مغرضانه ناروا مىنمودند علانيه نكوهش مىكرد . « 1 » مرحوم جابرى مى نويسد : چند سفر به حج و زيارت مشاهد پياده رفت . به تواتر شنيده شد سفر مشهدش سه شب خدام حرم حضرت رضا عليه السلام را به خواب ديده بودند كه : حاج ملا حسن به زيارت مىآيد ، برويد استقبالش . « 2 » مرحوم سيد محمد على مباركه اى در « دانشوران و رجال اصفهان » مى نويسد : « مولدش در ده دُرّ ، از اعمال اصفهان ، در سنّ طفوليت از پدر خود جدايى اختيار نموده و به اصفهان آمده ، وارد در مدرسه جدّه بزرگ شده و با همان لباس رعيّتى اشتغال به فارسى و سپس به عربى جسته ، تا آن كه به واسطه عشق مفرط به تحصيل ، در اندك زمانى جزء فضلاى وقت درآمد ، و در حوزه درس بزرگان وارد شد و پس از آن كه مسجد نو اصفهان را مرحوم حاج شيخ محمّد باقر مسجدشاهى بساخت از جمله كسانى كه در حجرات مسجد منزل اخيار نمودند صاحب عنوان بود . و پس از رسيدن به مرتبه اجتهاد ، در حوزه اولاد حاج شيخ محمّد باقر براى نوشتن جواب استفتاء او را وارد ساختند ، و با اين جهت ، لباس دهاتى و وضع رعيّتى خود را تغيير نداده ، و با كلاه در مجلس فتوا مىنشست . و پس از آن كه عناوين روحانيت در خانواده مسجدشاهى تبديل به‌عنوان اعيانيت شد مشارٌ اليه گوشه‌گيرى اختيار كرده ، و با مردم مراودات خود را به كلّى قطع نمود ، و طريق مجاهدت و رياضات پيش گرفت ، و كسى را از اسرار خود جز خداى خويش واقف نگردانيد ، و در روحانيات و علوم جفرى اطلاعى حاصل نموده ، و حقيقت زهد را شعار خويش قرار داد ، و گاه‌گاهى كه براى بعضى از لوازم زندگانى مختصر ، به بازار
هامش
( 1 ) . همان ص 123 . ( 2 ) . تاريخ اصفهان جابرى ص 328 .