فقه خارج مىكرد . در نهى از منكر بى اختيار بود و شب بيدارى را مواظبت داشت . در محله در دشت ، نزديك مسجد جمعه منزل داشت و امامت مىكرد .
غالباً به سبب نهى از منكراتى كه از بستگان حاجى ميرزا هاشم امام جمعه صادر مىشد باعث تغيّر امام جمعه بود ، مخصوصاً در موضوع چند مسجد كه يهودى ها وغيره به عنوان خريد از امام جمعه تصرّف كرده و از صورت مسجديّت انداخته بودند ، آميرزا حسن كوشش نمود و آنها را مسترد داشت . از آن جمله مسجدى بود كه كهنه چين ها تصرّف داشتند ، و آميرزا حسن در مذاكره با امام جمعه و مقام استرداد آنها مشغول بود كه شايد بتواند امام جمعه را راضى كند و مسجد را برگرداند ، كه ناگهان حاجى ميرزا هاشم امام جمعه ، شب ششم ماه رمضان به طور فجأة وفات كرد . همان روز بر حسب حكم آميرزا حسن ، جمعيّت زيادى از مردم به آنجا رفتند و مسجد را از دست كهنهچينها گرفتند . در اثر اظهار ارادت متموّلين از تجّار و ساير طبقات ، در آن روز در خراب كردن آثار موجوده و بناى مسجد ، كوششى به عمل آمد كه ليالى احياء همان ماه رمضان در شبستان آن ، مسجد جديد البناء با آجر و گچ به پا داشته شد . و نام آن را مسجد سلام گذاردند . و چندين مدرسه را هم در زمان حيات ، از تصرّف امام جمعه خارج ساخت ، و چندين شرابخانه را مانند جوى آب روان ساخت . وفات او در سال 1324 واقع شد . « 1 »
به نوشته آخوند گزى : وى در نهى از منكر و رفع ظلم غيور ، و در اشتغال به تدريس و امور شرعيّه و طريقه زهد و تقوى ممتاز بود . « 2 »
شاگردش آية الله سيّد احمد صفائى خوانسارى مى نويسد :
« العالم العامل الكامل الزاهد الغيور في دين الله و الخشن في ذات الله ، غير مداهن في
هامش
( 1 ) . رجال و مشاهير اصفهان ص 70 .
( 2 ) . تذكرة القبور ص 98 .