خدمت كرد ، و مُعين مجلس فتوا و قضاى او بود . خود او هم مستقلًا مسند رياست شرعى داشت . روزها هم در مسجد خان تلواسكان نماز جماعت مىگذاشت و جمعى كثير خصوصاً خواصّ شهر به دو اقتدا مىكردند .
خود او مىفرمود : ابتدا كه به اقامه جماعت مىرفتم واقعاً قصد قربت داشتم ، چيزى از كسى قبول نمىكردم ، كم كم ديدم كه هر وقت جمعيت مسجدم بيشتر است خوشحالتر مىشوم . از تحف و هدايا نيز لذّت مىبرم . پيش خود گفتم كه از همه عبادت هاى الهى يك نماز واجب ، آن هم با ريا و خدعه شيطان ؟ ! اين بود كه امامت مسجد و ساير رياستهاى شرعى را به كلى ترك كردم . به مردمان هم گفتم كه نمازهايى را كه با من خواندهاند اعاده كنند . خودم نيز همه را اعاده كردم . وى خانه محقّرى در محله نيماورد نزديك بازارچه و مسجد حاج محمّدجعفر آبادهاى داشت كه زن و فرزندانش در آن مىنشستند . حجره طلبگى هم در مهتابى مسجد نو بازار داشت كه معمولًا آنجا به مطالعه و عبادت مشغول بود .
حقّ الزحمه مختصرى بابت استخاره مىگرفت كه وسيله معاش فقيرانه او بود . « 1 »
استاد همايى در شرح حال پدر خود ميرزا ابو القاسم « طرب » مىنويسد :
ما بين علماى روحانى اصفهان بيش از همه به حاج ملا حسن درّى اعتقاد و با او دوستى و هم فكرى صميم داشت . وى در زهد و قناعت و بىپيرايگى و بىاعتنايى به مخلوق ، از رجال ممتاز عهد خود بود . بسيار ديده مىشد كه ما يحتاج منزلش حتّى هيزم و زغال ويوشن را با دست و دامن قبا و عباى خود به خانه مىبرد .
بساط قضا و فتوى و امامت جماعت را كه مدّتى با گرمى و اقبال روز افزون عامّه تصدّى داشت ناگهان درهم پيچيده و گوشه فقر و انزوا برگزيده بود .
از اوضاع علمى و روحانى و اعمال بعض ملاهاى اصفهان در آن زمان سخت
هامش
( 1 ) . مقدمه ديوان طرب ص 123 .