مدارا با عموم طبقات و ارباب مذاهب و مسالك ، از عالم و جاهل و فاسق و عادل ، با رعايت همه اطراف و جوانب به ظاهر شرع ، به طورى كه هيچ متشرّع متديّنى بر اقوال و اعمالش خرده نتواند گرفت و احاطه به فنون عقلى و نقلى از حكمت و كلام و فقه و اصول و طب و غيره از خصوصيّاتى است كه با روح پاك قدسى او جمع شده بود . « 1 »
خان به قول شاگردان و اصحاب فهميده برگزيدهاش ، مصداق انسان كامل بود . وفور عقل و درايت ، و فضيلت حسن اخلاق و مقام قدس و نزاهت و تقوى و ديانت او كه مسلّم جميع طبقات بود ، فلسفه را در اصفهان از تهمت خلاف شرع و بدنامى كفر و الحاد نجات داد ، سهل است كه چندان به اين علم رونق و اهميت بخشيد كه فقها و متشرّعان نيز علانيه با ميل و رغبت روى به درس فلسفه نهادند و آن را مايه فضل و مفاخرت مىشمردند .
خان نيز مانند آخوند كاشى جامع فنون عقلى و نقلى بود و در هر دو رشته تدريس مىكرد ، با اين تفاوت كه آخوند در ادبيات و رياضيات و هيئت و نجوم بر خان برترى داشت ، در عوض خان به استادى و مهارت در موسيقى و فن طبابت و طبيعيات از آخوند ممتاز بود . يكى از دلايل اين كه هر دو استاد به حقيقت اهل دين و دانش بودند نه از قماش جاهلان عالم نما كه مصطلحات علمى را وسيله تفاخر و تكاثر جاه و مال قرار داده باشند . اين است كه به هيچ وجه با يكديگر تفاخر و هم چشمى و منازعت نداشته ، بلكه با يكديگر با كمال رعايت احترام و مودت و صفا و يگانگى رفتار مىكردند ، و در ترويج و بزرگداشت يكديگر اهتمام مىورزيدند . « 2 »
جهانگير خان در اثر شخصيت بارز علمى و تسلّم مقام قدس و تقوا و نزاهت اخلاقى و حسن تدبير حكيمانه كه همه در وجود وى مجتمع بود ، تحصيل فلسفه را كه
هامش
( 1 ) . همان ص 274 - 273 .
( 2 ) . دو رساله استاد همايى ص 18 - 17 .