سيد احمد ديوان بيگى در « حديقة الشعراء » مى نويسد :
« جهانگير خان فارسى درّه شورى . . . پسر محمد خان است ، كه آباء و اجدادش در سوالف زمان ، و اعمام و بنى اعمامش در اين اوان ، داراى رياست طائفه مذكور اند . و مادرش از خوانين سميرم اصفهان و ساكنين دهاقان [ بود ] و از اين روى اهل اصفهانش دهاقانى مى خوانند . بعد از آن كه به عرصه وجود آمد ، به تبعيت مادر ، اوايل عمر را از رحلة الشتاء والصيف با طايفه ممنوع ، و در همان جا به مكتب رفته تحصيلى مى نمود . قدرى كه از عمرش گذشت و به سوارى و حركت با طايفه افتاد ، اگرچه گاهى با طايفه همراهى و حركت مى كرد ، ليكن شوق تحصيل داشت و دست بر نمى داشت . پدرش نيز از اين كار انكارى نداشت ، بلكه معلّم از برايش به همراه بر مى داشت . چون استعداد و قابليت و حسن فطرت داشت ، بعد از آن كه عمرش از بيست [ و دو ] گذشت ، به كلى طبعش مايل تحصيل كلّى گشت .
و چون تحصيل اصفهان ، با حركت و همراهى ايل منافى بود ، از آنها جدا شده ، يك باره در اصفهان توقّف نموده ، مشغول تحصيل شد . و به واسطه استعداد ذاتى و شوق جبلّى و عدم تفرقه حواس از جهت معاش ، كه از ماليه خودش بر وجه اتمّ بى مماطله به او مى رسيد ، دركمال اصرار و اهتمام تحصيل كرد » . « 1 »
هامش
( 1 ) . حديقة الشعراء ج 1 ص 387 . عبرت نائينى در « مدينة الأدب » مى نويسد : در ايام جوانى به موسيقى شائق بود . چندى مشق تار كرده و از براى تكميل آن فن به اصفهان آمده ، از مدرسه صدر او را خوش آمده ، همه روزه صبح و عصر مىرفت آنجا . چنان كه از وى حكايت كنند : در هنگام رفتن به مدرسه در دكان جنب مدرسه ، درويشى وى را مى خواند و از وطن مألوف و حرفت و نسب او جويا مىشود . جهانگير خان شرح حال خود را كماكان با درويش در ميان مىگذارد . مى گفت : چون گفتار من به پايان رسيد درويش خيره در من نگريسته گفت : گرفتم در اين فن فارابى وقت شدى مطربى بيش نخواهى بود ! گفتم : نيكو گفتى و مرا از خواب غفلت بيدار كردى ، هان بگو چه بايدم كرد كه خير دنيا و آخرت در آن باشد ؟ گفت : چنين مىآيد كه تو را فضا و هواى اين مدرسه پسند افتاد . در همين جا حجره گرفته به تحصيل علم مشغول باش . گويند : جهانگير مى گفت : من بدين مقام از همّت نفس آن درويش و يمن راهنمايى او رسيدم . به نوشته مرحوم همايى ، جهانگيرخان ابتدا در مدرسه الماسيه چهارسو مقصود ، و سپس در مدرسه جدّه بزرگ ، و دست آخر در مدرسه صدر حجره داشت . بيشتر دوران در مدرسه جدّه و ايام اشتهار استادى و مدرّسى تا پايان عمر در مدرسه صدر گذشت .