تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جستارهايى فقهى و اصول با نگرشى بر آراء فقهاى ايران و عراق ( فارسى ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
رضيخَةً » . « 1 » شيخ محمد عبده در شرح خود مىنويسد : « ضمير « يبايع » به عمروبن العاص برمىگردد زيرا او با معاويه شرط كرد كه ولايت مصر را به او بدهد ، اگر معاويه به خواسته‌اش رسيد » « 2 » مرحوم فيض الاسلام در اين زمينه مىنويسد : « پس از فراغت از جنگ جمل حضرت به كوفه تشريف آورد و در آنجا به معاويه نامه‌اى نوشت و در آن از او بيعت خواست و آن را بوسيله‌ى « جريربن عبدالله جَبَلى » فرستاد ، چون جرير وارد شام شد نامه را به معاويه داد ، پس از آنكه معاويه نامه را خواند در انديشه فرو رفت و جرير را براى گرفتن پاسخ معطَّل نگاه داشت و گروهى از مردم شام را طلبيد و راجع به خونخواهى عثمان با آنها سخن گفت ، ايشان با رأى او موافقت نموده براى نصرت و ياريش خود را آماده نشان دادند ، بعد از آن با برادرش « عتبة بن ابى سفيان » در اين باب مشورت كرد ، عتبه گفت : عمرو ابن عاص را در اين كار به كمك بطلب ؛ زيرا تو به فتنه انگيزى و رأى و تدبير او آگاهى ، پس نامه‌اى به عمرو بن عاص نوشت و در آن به كمالات او را بستود و به نصرت و يارى خويش و خونخواهى عثمان دعوتش نمود ، عمرو در پاسخ او نوشت : « نامه‌ى ترا خوانده مقصودت را فهميدم ، بدانكه من حاضر نيستم از دين اسلام خارج شده به ضلالت و گمراهى و متابعت تو رو آورم و به روى على بن ابىطالب با آنهمه فضائل و منزلت و شجاعت شمشير كشم ، اى معاويه تو به مردن عثمان از حكومت شام معزول گشتى و بوسيله‌ى خونخواهى از او مىخواهى خلافت را براى خود بدست آورى و با اين حيله مانند منى را نمىتوان فريب داد كه در راه تو از دين گذشته جانبازى نمايم » . معاويه چون نامه‌ى او را خواند
هامش
( 1 ) . نهج البلاغة ، خطبه‌ى 86 . ( 2 ) . محمد عبده ، شرح نهج البلاغة ، ص 121 .