« ان شاء وفى بشرطه » در تعارض است .
جواب اينكه : معصوم ( عليه السلام ) با توجه به روح شرطى كه قبلًا شده و مراد جدّى و واقعى مشروط لها وفاى شرط را به اين مطلب تفسير كردهاند كه ازدواج مجدد نكند . و الّا ظاهر اين است كه شرط ، شرط نتيجه است و نه شرط فعل . والله العالم بحقائق الامور .
6 - روايت ابن سنان از امام صادق ( عليه السلام )
عن ابن سنان ، عن ابى عبدالله ( عليه السلام ) ، فى رجلٍ قال لامرأته : ان نكحت عليك او تسرّيت فهى طالق ، قال : ليس ذلك بشىءٍ ، انَّ رسولالله ( صلى الله عليه وآله ) قال : من اشترط شرطاً سوى كتابالله فلايجوز ذلك له و لا عليه . « 1 »
اين روايت ظهور در اين دارد كه پس از ازدواج شرط مىكند با همسر خود كه در صورت ازدواج مجدّد همسرش مطلقه باشد . و امام صادق ( عليه السلام ) به قول پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) استناد كردهاند كه : اگر كسى شرطى كند غير از كتابالله اين شرط نافذ نيست .
پس اوّلًا : ظاهراً در اين روايت بر قرار و مدارهاى بعد از ازدواج كه بين زن و شوهر صورت گرفته اطلاق « شرط » شده و غير اين خلاف ظاهر است و توجيه مطلب به اين صورت كه با زن خود قبل از ازدواج و يا حين خواندن صيغهى عقد چنين شرطى را نموده ، توجيهاتى تكلف آميز و دور از ظاهر روايت است كه لزومى ندارد .
و ثانياً : امام صادق ( عليه السلام ) نيز روايت نبوى مربوط به نفوذ « شرط » را بر اين مورد تطبيق نمودهاند كه مؤيد بسيار محكمى است بر اينكه الزام و التزامهاى اين چنينى مشمول اطلاق شرط مىشود .
هامش
( 1 ) . همان ، ح 2 ، ص 297 .