تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى ) — صفحة 439

مساهمون:

ص٤٣٩

[ اشعارى در رثاى حضرت باب‌الحوائج ]

رباعى
يا رب مرا بجزتو به كس نيست اعتماد * روى اميد من به كسى غير تو مباد باب‌الحوائجى است كه سوى تو روى اوست * موسىابن جعفر است و ديگر حضرت جواد
رباعى
تا تن مرا به گردش و روحم به پيكر است * چشمم به حق زخانه موسىابن جعفر است تا هست حاجتم به دل و بينشم به چشم * چو حلقه دوخته دل و چشمم بدين در است
رباعى
يارب بدان غريب كه دور از وطن بزيست * يارب به ديده كه به زندان غم گريست از هم و غم و محنت دوران نجات بخش * آن را كه غير موسى جعفر پناه نيست
رباعى
آن كس كه دور از پسرو خانمان شدى * افسرده جان زمحنت دور زمان شدى جاى پسر نبيره در آغوش آورد * موسى زشوق روى تقى شادمان شدى
رباعى
سوزان جگر زغربت موساى كاظم است * دور از وطن غريب به زندان ظالم است نوباوه عزيز به بالين او نشست * طوبى له قويم قوامش به قائم است
رباعى
آن را كه دو كف هست و دو حاجت بنهاداست * البته رويش جانب آن باب مراد است دستى طلبد عفو وكفى طالب حاجت * يك جانب‌كاظم ديگرىسوىجواد است [ 42 ]
اين سه بيت در رواق قبلى فوق ايوان در آيينه ها نوشته [ شده است ] .
اين در ، كه آستانه اش از عرش برين است * باب رواق حضرت موسى ابن جعفر است باب الحوائج است كه روى نياز خلق * در پنج كه زچار طرف سوى اين در است
پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى ) — صفحة 439 | مجموعة مؤلفين