وقت مردن منتظر نگذاريم * جان دهم در پيش رويت ياحسين
رباعى
اى شه كرببلاء با روى سيه آمدهام * به سقا خانه تو حال تشنه آمدهام
شبنمى از همه فيضت به من خسته رسان * به سوى بحر كرمت غرق گنه آمدهام « 1 »
رباعى
ميهمان خوان انعام توايم * برسردرياى اكرام توايم
جامه جان گر بشويى از گناه * پيش حق ممنون اقدام توايم
رباعى
آن شنيدستم كه نصارانى زار * بر سر كوى حسينش شد گذار
منقلب گشت و مسلمانى گرفت * نفس كافر زين تغافل سربرآر
رباعى
آن شنيدم مرده اى زاهل فساد * به روى از خاك حسين افشانده باد
حق ببخشيدش به گرد كوى دوست * حال من چون است ياربالعباد
رباعى
مجرم از كوى حسين مكرم شود * مفلس از احسان او منعم شود [ 39 ]
خوش بود حال حسيناللهيان * پانهد در نار چون محرم شود
[ زيارت قبر طفلان مسلم ]
زائر را دو وقت حالت سرشار و ديده اشكبار باشد ، يكى وقت ورود و ديگر موقع حركت ، كه حال وداع زائر با مرقد مطهر خامس آلعبا ( ع ) وجدانى است نگفتنى « 2 » و شنيدنى .
هامش
( 1 ) . رباعى در حاشيه آمده است .
( 2 ) . اصل : نه گفتنى