تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى ) — صفحة 442

مساهمون:

ص٤٤٢
كه اين محل شريف را مثل ساير اماكن مورد آمد و شد و توقف عامه قرار نداده ، بلكه ايجاب وحشت درباره اشخاص مىكند ، بد سابقگى اسمى اهالى آن ديار است كه شهرت اين سابقه از چه زمانى بوده ، معلوم نيست كه گويند گدايان سامره و حال آن كه تمامى اين گدايان را با نيم دينار مى توان قانع نمود . [ 45 ] اين چند رباعى انجا سروده شد : رباعى
در سرمن رآى نور خدا عيان * باشد هواى آن بخشنده روان موسى در آن مكان ار كف عصا فكند * عيسى زسوى آن برشد زآسمان
رباعى
فرخنده قبه‌اى در ارض سامره * زيب سما وارض از زر ناصره چشم ملائكه روشن بدان رواق * چون مژه صف بصف برگرد باصره
رباعى
چو دست قدرت حق زآستين هويدا شد * يد جواز نمايان زجيب موسى شد بخواستن زدر لطفشان جهان معتبر * گداى سامره معروف اهل دنيا شد
رباعى
ستوده پادشهى كن خدا دهد جاهش * زعرش برده فراتر ستون خرگاهش به چشم دشمن از عسگرش چه بنمايد * به دوستى زعداوت بدل كند راهش
رباعى
آن قبه كه برفلكش هست برترى * حيران بگرد شمس و مهش مهر و مشترى آن مركزى كه قطب زمين و زمان در اوست * ميعاد گاه مهدى و مأواى عسگرى است
درپايان لازم به ذكر است كه در ادامه نسخه سفرنامه عتبات ، مرحوم صلواتى اشعار ديگرى را نيز به مناسبت‌هاى ديگر از جمله اشعارى كه در سفر دوم وسومش به عتبات سروده است را تحرير كرده است اما به دليل پراكندگى وتطويل اشعار وعدم ارتباط آنها با موضوع ، از تصحيح آنها صرفنظر گرديد .