چون از زمين كربلا به سياره نشستيم ، قرار چنين شد كه ما را از جسر مصيب بر سر قبر طفلان حضرت مسلم ببرند ، لكن جز بهت و حيرت يا سكوت و عبرت ، امرى از مسافرين مشهود نبود . تا وقتى كه از ما به ديار غربت آوراند و مظلوم و غريب افتاده ، اگرچه اخيراً آبادانى پيدا كرده و به وسيله زوار ايرانى اقداماتى دراصلاحات راه و اوضاع آن شده لكن حال غم و اندوهى به هر كس راه پيدا كند كه بدون مذكّر ، چنان حال رقتى ايجاد شود كه بىاختيار اشك ديدگان سيلان پيدا كند و آثار پريشانى آنها ، ايجاد پريشانى كند . [ 40 ]
[ شهر كاظمين و مرقدامام كاظم و امام جواد ]
كاظميين ( ع ) محلى است با صفا و خوش آب و هوا و در آن اهل ثواب و صلاح بسيار ، نعمت فراوان و نرخها ارزان و هوا و فضاى آن ديار به بركت حرم مطهر آن دو ركن ركين و آن دو امام مبين ، منور و مزين و بغداد در جهت شرق شمالى آن واقع [ است ] و به وسيله خط عربانه بيشتر مسافرين آمد و شد مىكنند .
و مثل آن دو چون جنت و نار است ، گويا تمدن امروز در مركز بغداد ، بيشتر و وسائل طرب انگيز و شهوت خيز بسيار ، لكن شيعههاى خوب هم دارد كه مصادف با بعضى آنها شديم . ايمان محكم و عقايد مستحكم دارند .
خلاصه ، صحن و رواق حضرت باب الحوائج و فرزند زاده گرامش ، مأمن و ملجأ بيچاره گان و حاجت مندان است . چون پدر بزرگوارشان حضرت صادق ( ع ) در حقشان فرمودند : « درى است از درهاى خدا بسوى بندگان » . « 1 » واقعاً شايسته است حضرتش را بابالحوائج خواندن [ 41 ] درحرم مطهر و مرقد منورشان اين چند رباعى انشاء گرديد .
هامش
( 1 ) . اصل : بنده گان