تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى ) — صفحة 431

مساهمون:

ص٤٣١
تا نجف شد آفتاب دولت دين را مقام « 1 » * خاك آن دارد شرف بر زمزم و بيت الحرام

[ اشعار نوشته شده در ايوان و اطراف صحن نجف ]

درب صحن زير ساعت [ اين شعر نوشته شده است ] .
زهى به خاك درت از ره پريشانى * به‌هر صباح نهد آفتاب پيشانى [ 30 ]
ايوان قبلى كه تحت ميزاب طلا واقع شده اين شعر نوشته به خط جلى .
خوانده رواق تو به عرش عظيم * انّ لَدَينا لَعَلىٌ حَكِيم
نظير اين شعر در ايوان عقب سر ، نظير اين شعر نوشته [ شده است ] .
گشته رواق تو به فضل كريم * سايه فكن بر سر عرش عظيم
اين رباعى در دهليز باب بزرگ صحن مطهر حضرت على عليه السلام [ نوشته شده است ] . رباعى
آنان كه بدل مهر تو اندوخته‌اند * پروانه صفت گرد تو پر سوخته‌اند از بس كه به احسان تو آموخته‌اند * چو حلقه همه چشم به در دوخته‌اند
مقابل همين ، رباعى [ زير ] نوشته [ شده است ] .
آنان كه به حق ، سرشته آب و گِل شان * جز حب على نباشد اندر دل شان در بحر خطا غافل اگر غرق شوند * البتّه شود ارض نجف ساحل شان
هامش
( 1 ) . مصرع بدين گونه نيز بيان شده است : تا نجف را دين دولت شد مقام