تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى ) — صفحة 434

مساهمون:

ص٤٣٤
يكى از آثار محسوسه آن مضجع مقدس ، آن است كه زائر را مقابل رو و بالاى سر مجال ايستادن بسيار نباشد . قهراً لرزشى در أقدام حاصل شود ، با التفات و عدم التفات ، گمان مىرود كه مغز از قلم قدم بيرون كشند ، ناچار نشستن بر ايستادن و سكون برحركت اختيار گردد . اگر كسى اين ادعا را منكر باشد ، مىتواند با تجربه عرض ما را تصديق كند . البتّه ، از اين بيشتر شايسته مقام سلطنت حيدر كرار ، ابوالائمة الاطهار باشد . چون انسان را در آن مكان ، طاقت نشستن بسيار نماند ، تبعاً چون ميوه رسيده مايل به اوفتادن به خاك كند . لذا در دستور زيارت حضرتش معين شده ، نزد كعبه مقصودى كه آدم و نوح ، سربه خاك درش نهاده ، جبهه برزمين نهاده ، دعا بخوانند و سجده شكر نمايند . [ 34 ] البتّه ، لباس امارت و سلطنت برقامت كسى برازنده و شايسته ، كه خدايش منصب شاهى عطا فرموده ، كه هيچ يك از خاصگان « 1 » حرم قربش را اين اختصاص ارزانى نداشته و به رسالت حبيب برگزيده خود ، ابلاغ امارت مؤمنين ، نسبت به جنابش فرموده ، حياً و ميتاً از سلسله ائمه . و غيره كسى را اسماً و وصفاً حقى به اين نام و نشان نيست كه فرمودند تا مدت سه روز مردم در اين بيابان بمانند و در خيمه اجلالش وارد و به اين لفظ به حضرتش سلام كنند : « السلام عليك يا امير المؤمنين و رحمة إله و بركاته » . و الآن هم شايسته است كه شيعيانش در موقع ذكر نام نامى آن بزرگوار ذكر اين لقب بنمايد . « اشهد انّ اميرالمؤمنين علياً ولى اللّه صَلواتُ اللّه و سَلامُه عَليهِ سَملتُ كثيراً » . كه خدا شاهى داده عظمت و اهميتش از جانب « 2 » او باشد . « وخَضَع كُل مُتكبرٍلِطاعَتِه » . بى سبب نبود كه ابطال را مطايبش طاقت و سكون نبود . [ 35 ]

[ توصيف مسجد كوفه و سهله ]

يكى از اماكن متبركه و بقاع شريفه مسجد كوفه است و دريازده مقام آن دستور نماز و دعا و عبادت دارد . علاوه بر اين ، مقامات و شرافت اصل محل آن كه در كتب اخبار يكى از امكنه اربعه بشمار مىرود . و ديگر مسجد سهله است و آن هم مقاماتى براى دعا و عبادت دارد و در آنجا مقامى
هامش
( 1 ) . اصل : خاصه كان ( 2 ) . اصل : من جانب