تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى ) — صفحة 428

مساهمون:

ص٤٢٨
يك گل از گلشن دين پر شده روى زمين * جنب نهر علقمى اوفتاد از صدر زين بهر يارى حسين آن امام نشاتين * جان فشانىها نمود از يسار و از يمين هيچ زن را داغ جان بعد زينب در جهان * مى نبود آه و فغان همچنان ام البنين

[ اشعار ثبت شده در كتيبه دور ضريح اباالفضل ]

اين چند بيت شعر از كتيبه دور ضريح ابا الفضل استنساخ شد :
چون تشنگى عنان زكف شاه دين گرفت * از تشنگى قرار به روى زمين گرفت پس بى حيايى ، آه كه دستش بريده باد * از دست داده دين و سر از شاه دين گرفت داغ شهادت على ، ايام تازه كرد * از نو جهان عزاى رسول امين گرفت گشتند انبياء همه گريان ابوالبشر * بر چشم تر زشرم نبى آستين گرفت از خاك ، خون ناحق يحيى گرفت جوش * عيسى ز دار ، راه سپهر برين گرفت بر طشت مجتبى جگر پاره پاره ريخت * پهلوى حمزه چاك زمضراب كين گرفت هم پاى پيل ، خاك حرم را به باد داد * هر اهرمن ز دست سليمان نگين گرفت
[ اشعار ] قسمت پشت ضريح « 1 » [ استنساخ شده است ] :
شد بر سر سنان چون سر شاه تاجدار « 2 » * افكنده آسمان به زمين تاج زرنگار عريان تن حسين به تاراج داد چرخ * پيراهنى كه فاطمه اش رشته ، پود و تار
هامش
( 1 ) . در حاشيه چنين آمده است : چند شعررباعى آمده در آخر كتاب نوشته شد ( 2 ) . اصل : شد بر سنان كين چه سرآن بزرگوار