تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى ) — صفحة 433

مساهمون:

ص٤٣٣
رباعى
يا على اى مسلك و منهاج من * يا على اى گوهر وهاج من غير طريق تو ندانم رهى * يا على اى كوى تو معراج من
رباعى
خواهى اگرت به جرك احباب كنند * كشت عملت زخلد سيراب كنند [ 32 ] بر درگه مرتضى على نِه سر عجز * تا عفو گناه تو دراين باب كنند
رباعى
يا على اى مسلك و منهاج من * يا على اى گوهر وهاج من غير طريق تو ندانم رهى * يا على اى كوى تو معراج من
رباعى
زهى به خاك درت وقت سجده افشانى * فتاده بر سر هم تا به عرش پيشانى كفى كه كاسه دريوزه گشت بر در تو * توان چه ديده در او عالمى بگنجانى
رباعى
چو كعبه كه گشت مدعاى همه كس * بايست در نجف براى همه كس البته ، از اين در باجابت مقرون * درگير شود درآن دعاى همه كس
رباعى
اى بردر تو سجود خلق الم * وى درگه تو پناه نوح و آدم اين نفس نبى تو را به او نسبتهاست * او خاتم ايزد و تو نقش خاتم
رباعى
اى كوى تو باب كعبه ايمان است * در كوى تو صد هزار جان قربان است بر درگه تو نوشته با خط جلى * كين مرجع اميد گنه كارانست
رباعى
اى به درت صبح و شام چهره خورشيد و ماه * آدم و نوح و خليل جسته به كويت پناه صالح و هود نبى بر سركويت مقيم * هواى تو مى كشد خضر زبى راه و راه

[ اوصاف نجف اشرف ]

نجف اشرف را هوايى روح افزا و فضايى دلگشاست . در آنجا غم دلها كم و خواطرها خرم ، رواق عرش جاهش بلند ، وهوادارانش پابند ، [ 33 ] شيفتگان مهر حيدرى بىشمار و ابهت جلالش بسيار ، بقدرى مرقد مطهرش را هيمنه و عظمت باشد كه نه طيور بالاى آن پرى افشانند و نه مرغ فكر بربالاى آن طيرانى تواند نمود .
پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى ) — صفحة 433 | مجموعة مؤلفين