تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى ) — صفحة 426

مساهمون:

ص٤٢٦
در وطن چون رو كنيم ار كربلا * خاك قبر تو بود سوغات « 1 » ما تربت تو در لحد وقت سؤال * جُنَة و كفارة زلات ما

[ نهر علقمه و محل شهادت حضرت ابوالفضل ]

زمين مقدس كربلا از ابتداى دنيا آباد بوده و هميشه داراى قرا و اهالى بوده و مزارع و اشجارى داشته ، نهرى از آن مىگذشته ، معروف به نهر علقمه و روز ورود خامس آل عبا ، اصحاب خواستند كنار آن نهر منزل گيرند ، لشگر كوفه ممانعت كردند . لذا خيمه گاه حسينى دور از آن نهر واقع شد و خود حضرت مخيم « 2 » و مصرع و مقتل و مدفن خود را عارف و به همراهان معرفى فرمودند . لذا مشرعه را با خيمه گاه فاصله بود و هر چه لشگر در كربلا بيشتر شد راه آب تنگ تر و سخت تر گرديد ، تا نزديك ظهر عاشورا كه كودكان را از تشنگى تاب و توانى نماند ، از حضرت عباس كه آزموده اين كار بود و منصب سقايى داشت طلب آب نمودند ، برمصلحت خدايى مزار عباس جنب همان مشرعه واقع شد . [ 25 ]
يا ابا الفضل مرا با تو سرو كار آمد * بنده درگه تو باز به دربار آمد اى گل گلشن دين عشق توأم آورده * اين ذليلى است كه بردرگه تو خار آمد هر گدائى است به يك نوع عطائى قانع * اين فقيرى است كه با حاجت بسيار آمد افتخارم به فلك باشد و خورشيد و مهش * ذره لطف تو گر برمن افكار آمد خود توئى باب عطاى حق وسردار حسين * حبذا مملكتى را كه تو سردار آمد اى تو سقاى شه كرب و بلا تشنه لبيم * مژه از مهر تو سقا شده خونبار آمد آه از آن دم كه سكينه زعطش گشته كباب * او به كف مشك و تو را خون به دل زار آمد منتظر ماند كه شايد زفرات آب آرى * ز انتظارش به نظر روز و شب تار آمد
هامش
( 1 ) . اصل : سوقات ( 2 ) . جايى كه در آن خيمه زنند ، خيمه گاه . معين ، ذيل واژه .