تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى ) — صفحة 395

مساهمون:

ص٣٩٥
بتدريج آورده و دفن مىنمودند و بعضى از مقتولين مفقودالاثر گرديدند ، لهذا تعداد صحيح از ايشان در دست نيست چون از مجروحين هم بسيارى مردند و به سمع دولت عثمانى نرسيده است . بنده [ گفتم ] : رئيس و محرك اهالى [ 47 ] ايران ، براى اغتشاش كه بود ؟ صاحب منصب [ گفت ] : اهالى ايران رئيس و بزرگى نداشتند و در روز اول اين حركت قاضى مصطفى افندى كرد ، محض مطالبه وجه رسوم « 1 » آب دهان به صورت سيد ابوالقاسم عطار ، تبعه ايران مىاندازد و همين قدر سيد ابوالقاسم اظهار مىدارد كه اى مردم صلواتى بفرستيد آن چند نفرى كه درب دكان مشاراليه بودند صلواتى بلند مىفرستند . لهذا ، اهالى كاسب بازار ملتفت شده به حمايت سيد ابوالقاسم عطار دكاكين را بسته و جمعيتى جمع شده متظلمانه به درب خانه كارپرداز ايران مىرفتند ، كارپرداز از قرار تحقيق ، جواب ، سكوت اهالى و اصلاح كار مىدهد . چون اهالى ايران از قواعد و قانون دول خارجه به صحبت مخبر و مطلع نيستند و به خيال خود سرى ، در بلاد ايران كه هر وقت با يك نفر ايالت بلدى به واسطه ترقى وتنزل نرخها طرف مىشوند علم‌ها بر مىدارند و جمعيت ها فراهم مىكنند . و گاهى در خراسان از قرارى كه شنيدم نقارخانه حضرت رضا عليه السلام را به نام خود مىزنند و دكاكين را غارت مىنمايند ، تا اين‌كه رجال و اولياى دولت علّيه ايران از بسيارى رأفت و مهربانى كه درباره رعيت دارند از حركات آنها چشم پوشى فرموده به خيال آنها رفتار و ايشان را آسوده مىسازند با وجود اين همه عنايات دولت ايران با زهم رعايا گاهى به روس پناه مى برند و گاهى به سفارات انگليس متحصن مىشوند .

[ نقش دولت انگليس در گشتار ايرانيان ]

لهذا ، در خاك دولت اسلام عثمانى هم هرزه گى را پيشه كرده ، به نماينده دولت انگليس پناه برده و خيال كردند كه كار ايشان پيشرفت خواهد كرد و قونسول انگليس هم در ظاهر از حمايت آنها عذر خواست اما در باطن وعده همراهى داد .
هامش
( 1 ) . عوارض باج و خراج ، وجوهى كه از طرف مستوفيان ديوانى از عارضان و ارباب حقوق گرفته مىشد . همان .