تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى ) — صفحة 394

مساهمون:

ص٣٩٤
عثمانى تمام اموال و ظروف و فروش و خيام و پول و ملبوس تن كشتگان را به يغما مىبرند . حتى انگشتر فيروزه در دست يك نفر از جوانان ايرانى كه تازه داماد بوده و گلوله برپيشانيش خورده بوده ديده بودند هنوز كه آن جوان جان مىداد انگشتش را با انگشتر بريده و برده بودند و ابدان مقتولين را بيشتر در آن روز ، عساكر عثمانى مفقود الاثر ساخته‌اند ، آيا در اين باب از طرف دولت ايران پيگيرى « 1 » مىشود ، يا خير ؟ بنده [ گفتم ] : خوب شد كه حضرت‌عالى اين بيانات را فرموديد و قدرى مسبوقم ساختيد ، حالا بفرمائيد كه اين حكم قتل رعاياى ايران از باب عالى صادر شده بود يا اين‌كه متصرف سابق كربلا به خيال خود اقدام به قتل اهالى كرد . صاحب منصب عثمانى [ گفت ] : از قرار تحقيق ، والى بغداد كه اين اوقات معزول و آن زمان ايالت داشت اين امر با اهميت را نموده است و رشيد پاشا امير عساكر ، حسب الامر والى بغداد مامور بدين امور گرديد . بنده [ گفتم ] : مگر متصرف كربلا در اينجا نبود . صاحب منصب [ گفت ] : خير ، يحيى توفيق پاشا از حكومت عزل و از كربلا رفته بود و رشيد پاشا پسر مفتى محمد افندى ذهاوى بغدادى ، از طرف والى اول بغداد وكالت به امور حكومت كربلا داشت . و تا زمان ورود مصطفى پاشا متصرف حاليه كربلا تمام كارها راجع به مشاراليه بود . بنده [ گفتم ] : در خصوص مقتولين كه فرموديد يك صد و هفتاد و پنج نفر مجروح و مقتول شدند ، بنده پنجاه و دو نفر شنيدم ، اصح آن كدام است ؟ صاحب منصب [ گفت ] : بلى در قلمداد دولتى كه يك نفر باليوز « 2 » براى تحقيق و سياهه مقتولين آمده بود ، اول سى و هفت نفر واضح شد اما بسيارى گلوله خوردگان كه وقتى تير خورده و مشغول فرار بودند در ميان كوچه ها و باغات افتاده و جان به حق تسليم نمودند و ا بدان ايشان را يوم بيوم
هامش
( 1 ) . اصل : عقب گيرى ( 2 ) . روزنامه نگار صاحب بريد . همان
پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى ) — صفحة 394 | مجموعة مؤلفين