لهذا از براى مطالعه كنندگان محترم كتاب خودم ، بيان مىدارم كه مبادا در راه عتبات مال سوارى خود را با اسب ديگرى عوض نمايد ، اگر چه فربه و خوش شكل و بى عيب هم باشد ، با زهم بازى مىخورد ، همچنان كه شخصى از اهل قافله ما اسب خود را معاوضه نمود ، وجه گزافى هم سرانه داد و آخرالامر ، از مال خود رانده و از اسب عوضى خوانده شد .
[ قراسوران و گرفتن مواجب از زائرين ]
الحاصل ، روز 28 [ ذيقعده ] : ازماهىدشت سوار شده ، روانه هارون آباد « 1 » گرديديم ، چون در بين اين راه گدرهاى قلب ، و گردنه هاى با صعوبت است ، از طرف دولت ، فرسنگ به فرسنگ ، دو نفر قراسوران دارد ، كه همراه قافله مى آيند امّا هر كدام اظهار بى پولى مى نمايند ، كه به ما از دولت مواجب صحيحى داده نمىشود و بايد زايرين ، محضاًلله ، به ماها ، انعامى بدهند . عليهذا ، از اهالى قافله ما هر كدام جزئى مبلغى گرفته و دعائى نموده ، مراجعت كردند .
[ مشكلات بهداشتى زائرين در هارون آباد ]
و اول غروب وارد قريه هارون آباد شديم ، مسافت هفت فرسنگ سبك مى بود . هارون آباد قريهاى است داراى يك صد و پنجاه خانوار نفوس ، كه تمام اهالى آن كم فروش و بدقول و سنگ و ترازو ميانشان نيست و هرچه راىشان است ، به زوار ، كاه و جو را مىفروشند و ابدا در اين قريه چاه مبال و مبرز « 2 » ندارند و اسباب زحمت زايرين است .
و ملك مذكور را چون هارون الرشيد عليه لعنة بنا نموده ، خير و بركت در آن نيست و تمام مردمش ، مردم آزارند .
صاحب اين قريه داود خان كرد است ، كه آن هم براى خير خود جلو رعايا را واگذاشته از طرف دولت هم كه به نقاط كلى رسيدگى « 3 » نمىشود ، چه جاى آنكه به اين جزئىها ، زحمتى از رجال دولت باشد ، بهر حال شب را گذرانيده .
هامش
( 1 ) . اصل : هرون آباد
( 2 ) . جاى بول كردن ، محل پيشاب ، جايى كه در آن پيشاب ريزند ، محل بول ، مستراح ، ادب خانه ، آبخانه . معين ، ذيل واژه .
( 3 ) . اصل : رسيدهگى