تحت اسلحه نظامى داشته باشد ، از مردم كرمانشاهان و اطراف آن براى لشگرگيرى بهتر نقطهاى در ايران نيست .
و اين طايفه لرستان ، ابداً پاكى و كثيفى و نجابت را ندانسته و نمىدانند و مال حلال و حرام را فرق نمىكنند و در راهزنى و تردستى و چوب بازى خيلى كاملاند و مال تمام زايرين عتبات را از خود مىدانند ، و تا زمانيكه مردان اين اهالى حيات دارند كار بيشتر آنان سرقت و بردن مال زايرين است و همين قدر كه نزديك موت شان مىشود ، وصيت و سفارش مىكنند كه ابدان ميت آنها را در سر راه زوار دفن كنند ، كه شايد آمرزيده شوند و بدين جهت قبرستانهاى اهالى كرمانشاهان و نواحى آن در سر راه زوار است .
هواى كرمانشاهان سردسير و آب آن بلد سنگين است كه ابداً انسان نمى تواند غذا بخورد ، حكومت اين شهر با جناب جلالت مآب اجل اكرم ، آقاى امير افخم « 1 » است كه در واقع يكى از رجال محترم دولت عليه و با تمام اهالى با الفت و مهربانى سلوك و رفتار مىفرمايند .
[ مجلس ختم شاه قاجار و اعلام سلطنت ]
و در ليله 25 شهر ذيقعده ، محض ملاقات ، شرفياب حضور معظم اليه شده نهايت احترام و پذيرايى را فرمودند و شرح حالات خراسان را جويا شده تماماً را معروض داشتم و نيز مجلس تعزيهدارى سلطان جنت مكان مظفرالدين شاه طاب ثراه ، منعقد بود بعد از فاتحه خوانى ، مرخص شده ، منزل آمدم .
روز 26 [ ذيقعده ] : بعد از تمشيت كارهاى لازمه سفر ، سه ساعت به غروب ، به محل حكومت رفته يك جلد كتاب بحرالفوائد را براى جناب معظم اليه هديه بردم . خيلى خوشنود شده ، وجه مدد مخارجى بذل و دستخط حواله به سركار وثوق ديوان فرمودند ، لهذا از آنجا خارج شده ، به دلالت حسين خان كه سردار باشى او را مىگفتند منزل جناب وثوق ديوان رفتم ، آقازاده گان معظم ايشان ميرزا حسن خان و ميرزا حسين خان و اخوى محترم سركار معزىاليه آقاى ميرزا مرتضىخان ،
هامش
( 1 ) . زين العابدين خان پسر محمد حسين خان قراگزلو در سال 1323 ق ، از مظفرالدين شاه لقب امير افخم را گرفت و در صفر سال 1324 ق حاكم كرمانشاه شد . ملك المورخين ، ج 2 ص 871 و 939 .