جانوران زيادى از قبيل شير و ببر و پلنگ و خرس و خوك و يوز حتى ميمون را درجنگلهاى آن ديدهاند . شكار كوهى « 1 » و كبك هم در اين نقطه زياد است .
ملكيت اين قصبه ، مال احتشام الممالك طهرانى است كه پسرش در كرند و خودش در طهران است . باغات و ميوه جات زياد دارد . الحاصل ، شب را بسر برده .
[ اوضاع نابسامان بهداشتى در ميان طاق ]
روز غره ذيحجه : از آنجا حركت نموده ، عازم ميان طاق ، شديم ، چون قدرى ازقافله عقب مانده بوديم و بيش از سه نفر مرد و دو نفر زن ، كسى همراه نبود و تمام آن راه دره و سنگ وجنگل زياد بود ، قدرى خوف داشتم اما خداوند عالم چون رؤف و مهربان است از آن راه با صعوبت گذر نموده و دو ساعت و نيم به غروب به قريه ، ميان طاق رسيده ، به خانه مشهدى قنبر نام ، فرود آمديم مسافت چهار فرسنگ .
ميان طاق ، قريهاى است صد خانوار از نفوس و تمام اطراف آن كوهسار مرتفع و سنگ و جنگل است ، هوايش ييلاق است . اهالى آن طماع و نافهم كه پاك و نجاست را فرق نمىگذارند و در اين قراء چاه مبرز ، رسم نيست و درب خانههاى ايشان پر از كثافت است .
شكار كوهى و كبك و ساير جانوران هم زياد ديده مىشود ، گندم ديم ، در اينجا خوب عمل مىآيد و نانهاى خوب مىپزند و شب را در اينجا گذرانيده .
[ سخت ترين قسمت راه در مسير عتبات ]
روز دوم [ ذيحجه ] : اول آفتاب ، حركت نموده ، روانه پل ذهاب شديم ، [ 30 ] و در بين راه خيلى گدرهاى قلب و گردنه هاى فراز و نشيب بود ، كه تمام زنان قافله پياده شده و با پاى پياده رفته ، و الحق در راه عتبات از طاق گرا گدر سخت ترى ، نيست كه قريب به يك فرسنگ راه است .
هامش
( 1 ) . اصل : كوه