چشمه آب « 1 » حركت مىكند كه متجاوز از ده سنگ آسياب آب دارد و نيز رودخانهجات « 2 » چندى در نواحى و اطراف بيستون هست ، كه آب آنها حد و حصر ندارد و ليكن صد يك آن آب زارعت مىشود ، چون در جوانب بيستون آبادانى و رعيت كم است و دولت هم زير بار مخارج جوى كشيدن آن نمىرود .
و از بسيارى آب و نيزار اين قريه ، مرغابيان گوناگون زياد است ، بطوريكه در يك نقطه النگ زار « 3 » اينقدر مرغابى ديدم كه در تمام عمر خود نديده بودم و گمان ندارم كه غير از سيستان و هرات در جاى ديگر اين قدر مرغ باشد .
و هواى بيستون در فصل چله اين سال مانند بهار و تمام كوهسار و صحراى اطراف آن سبز و خرم بود كه دواب اهالى سير از علف آن مىشدند . القصه ، شب را گذرانيده .
[ اهالى كرمانشاه وزوّار ]
روز 24 [ ذيقعده ] : از آنجا حركت و ظهر آن روز ، وارد كرمانشاهان « 4 » شديم . مسافت شش فرسنگ در كاروانسراى امام جمعه « 5 » اطراق كرديم و تا شام مشغول گردش و رسيدگى به بازارها و دكاكين بلده مذكور شدم كرمانشاهان شهرى است آباد و با وسعت و داراى هفتاد و هشت هزار نفوس و بندرگاه صحيح و مال التجاره زياد ، حمل و نقل مىشود . دكاكين يراق سازى و يراق فروشى بسيار دارد . مأكولات هم تا يك اندازه از ساير بلاد [ 27 ] ارزانتر است .
اهالى آن تماماً محاسن تراشيده و سبيل كلفت و قوى هيكل و بد لهجه و بعضى بيكار و برخى بى عار كه داراى هيچ شئوناتى نيستند و هر گاه دولت عليه ايران مقتدر شود كه سپاه حاضر ركابى
هامش
( 1 ) . اين چشمه را اهالى محل « سراب بيستون » مىخوانند و سرچشمه چند نهر بزرگ است .
( 2 ) . رودخانههاى گاماساب و دنيور
( 3 ) . بضم همزه وفتح لام ، به معناى سبزه زار ، مرغزار و چراگاه . دهخدا ، ذيل واژه
( 4 ) . اصل : كرمانشهان
( 5 ) . شيخ اسدالله امام جمعه آل آقا كرمانشاهى ( 1261 ق - 1352 ق ) كاروانسراى نشاط در بازار كرمانشاه كه محل تامين آسايش زوار عتبات عاليات بوده است . كرجى ص 87 الى 90