تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى ) — صفحة 326

مساهمون:

ص٣٢٦
بعد از نماز و سياحت اطراف مسجد ، به كاروانسرا مراجعت كرديم كه ناگهان فوج « 1 » نواحى تهران كه مأمور استرآباد بودند به سمنان وارد شده بسياريشان به همان كاروانسرا فرود آمدند و خيلى شلوغ شد . جناب منصور السلطان رئيس پست‌خانه سمنان ، كه در ليله 15 [ شوال ] ، خبر ورود جناب خدايگانى را شنيده به ملاقات آمده و مقدارى خربزه و نار تعارف آورد و بسيار مرد آگاه و با بصيرتى است و در هنگام بودن معزى اليه ، ميرزا احمد خراسانى ساكن محله عيدگاه ، كه در قريه شريف آباد ، شش فرسنگى طهران او را دو نفر دزد برهنه نموده و پول و اموالش را برده بودند نزد جناب خدايگانى ، محض تحصيل وجه قرض و اصلاح كار خود آمد . جناب خدايگانى وساطت او را فرمود ، مبلغى به عنوان قرض ، حواله جناب منصورالسلطان فرمودند و هر شكلى بود ميرزا احمد را آسوده ساختند . الحاصل ، در روز 15 شوال هم در همان سراچه خلوت كاروانسراى مشهدى اسماعيل بسر برديم و سربازان هم بودند .

[ احداث جاده سمنان توسط روسها و فرانسويها ]

يوم 16 [ شوال ] : دو ساعت از آفتاب گذشته ، از سمنان حركت و عازم قريه لاسگرد « 2 » شديم و اول ظهر به قريه سرخه « 3 » رسيديم و خواستيم خريد نان و خربزه و ساير اشياء خوراكى را بنمائيم ، چون اهالى اين قلعه بسيار [ 8 ] متقلب و قطاع الطريق به نظر مى آيند به قدر يك ساعت و نيم بنده و جناب خدايگانى را در آنجا معطل ساختند .
هامش
( 1 ) . گروه ، دسته ، قسمتى از ارتش ، هنگ . معين ، ذيل واژه . ( 2 ) . لاسجرد و يا لاجورد ، اين روستا مركز دهستان لاسگرد از دهستان‌هاى بخش مركزى شهرستان سرخه است . و در 35 كيلومترى باختر سمنان است . بنى اسدى ، ص 141 ( 3 ) . در چهار فرسنگى سمنان و در 170 كيلومترى تهران قرار دارد . نيك خو ، ص 41