تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اهل بيت ( ع ) در شعر سيد حيدر حلى و شهريار ( فارسى ) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠

2 - 3 - 2 - 1 - 1 - 5 - 1 پرهيزكارى

عجبتُ لقومٍ ملءٌ أدراعهم رَدىً * و ملءُ ردائِهم تُقىً و تعفُّفٌ
( همان ) در حيرتم از گروهى كه زره‌هاىشان با مرگ آكنده شده ( با زره و سپرشان مرگ را براى دشمن به ارمغان مىآورند ) و عبا و لباس‌شان با تقوا و عفت و پاكدامنى پر گشته است .

2 - 3 - 2 - 1 - 2 ضد قهرمانان

رويايى ارزش‌ها و ضد ارزش‌ها ، حق و باطل ، قهرمانان و ضد قهرمانان ، از مضامين ثابت در اشعار عاشورايى است . شاعران چنان كه قهرمانان خود را مىستايند و از شجاعت و فضايل آنها مىگويند ، ضد قهرمانان را نيز تقبيح كرده ، رذايل اخلاقى و ديگر ويژگىهاى آنها را براى مخاطب خويش ترسيم مىكنند ( انصارى ، 144 : 1389 ) . سيد حيدر به صورت مستقيم شخصيت‌هاى ضد قهرمان كربلا را مطرح نكرده بلكه ضد قهرمانان شعر خود را داخل در مجموعه " حكومت بنى اميه و قبيله بنى تيم " قرار داده است ؛ در واقع شاعر حكومت بنى اميه و عاملان فاجعه كربلا را از اساس به چالش كشيده و به بىايمانى ، پستى ، بغض و كينه ، ظلم و ستم و عدم لياقت آنها براى سردمدارى حكومت سخن مىراند :

2 - 3 - 2 - 1 - 2 - 1 جهالت و كينه توزى

شاعر در اينجا از كينه توزىها و جهالت قومى سخن مىگويد كه در برابر كوه صبر نه تنها چشم پوشى و گذشت نكردند بلكه او را تشنه ، سر از تن جدا كردند و با وقاحت تمام ، اهل بيتش را به اسارت بردند :
فَلا و صَفحِكَ إنَّ القومَ ما صَفحُوا * و لا حِلمِكَ إنَّ القَومَ ما حَلموا
( حلّى ، 105 : 1404 ) قسم به بخشش و چشم‌پوشى تو ، كه اين مردم چشم‌پوشى و گذشت نكردند و قسم بر بردبارى تو كه بردبارى نورزيدند .