تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اهل بيت ( ع ) در شعر سيد حيدر حلى و شهريار ( فارسى ) — صفحة 67

مساهمون:

ص٦٧
پيامبر ( ص ) در آمد و پيامبر اكرم طبق فرموده‌ى خداوند در قرآن :
« وَ آتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّهُ
« 1 »
» "
حق خويشان خود را بپرداز " آن را به حضرت فاطمه زهرا بخشيد . حضرت فاطمه ( س ) پس از پيامبر اكرم براى اثبات اين ادعا ، حضرت على ( ع ) و أمّ أيمن را گواه قرار داد . حكومت سخن حضرت زهرا ( س ) را نپذيرفت . پس از آنكه حكومت شهادت گواهان حضرت فاطمه را نپذيرفت ، حضرت زهرا از راه ديگر وارد شد و از حكومت خواست ميراث پدرش را كه فدك نيز بخشى از آن است به او واگذار كند و در اين مورد به نص آيه قرآن درباره ارث متمسك شد :
« يُوصِيكُمُ اللَّهُ فِي أَوْلادِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ . . .
« 2 »
» "
خداوند به شما درباره ارث فرزندانتان سفارش مىكند كه سهم پسر دو برابر دختر است و . . . " ظاهر اين آيه عام است و انبيا و غيرانبيا را شامل مىشود ، اما ابوبكر در برابر اين آيه چنان استدلال كرد كه انبيا از خود ارث باقى نمىگذارند و حضرت به آيه ارث سليمان و داود استدلال كرد . ( بلاذرى ، 44 : 1988 ) سيد حيدر در قصيده‌اى كه در آن به رثاى على ( ع ) پرداخته ، با استفاده از رويكرد روايى - سياسى ، پس از اينكه از ستم ظالمان زمانه خويش به حضرت مهدى ( عج ) شكوه مىكند ، از مسئله فدك و غصب شدن آن توسط حكومت وقت سخن مىراند و در آن به سرزنش سران قبايلى چون بنى تيم و بنى قيله ( گروه انصار ) و قبايل ديگر كه در اين ماجرا حضور داشتند و با آنكه مىدانستند فدك هديه رسول اكرم ( ص ) به دخترش زهرا ( س ) بود و به ايشان بخشيده بود اما سكوت كردند ، پرداخته است . در اين قصيده نشانه‌هايى از خشم شاعر را بر قومى كه اهمال ورزيدند مىتوان ديد و با آوردن واژه « يا بؤسَ » تأسف خود را از اين مسئله ابراز مىدارد و عمق تقصير و كوتاهى آنها را يادآور مىشود :
وَ تَبتَزُّ فَاطِمَةٌ بَينَكُم * نُحيلَتها مِن أبى الطَّاهِرِ و أنتم حُضُورٌ و لَم تَغضِبُوا * و يا بؤسَ للملإ الحاضرِ
( حلّى ، 77 : 1404 )
هامش
( 1 ) سوره اسراء ، آيه 26 ( 2 ) سوره نسا ، آيه 11