چگونه شبهاى خوارى و ذلت وجود تو را لمس مىكند و ظلم و ستم در گرد تو اقامت گزيند .
پس اسب نجيب تو آفاق را از گرد و غبار پر مىكند و شمشير تو سرزمينها را از سر پر مىكند . ( كنايه از اينكه كشتههاى زيادى از خود به جا مىگذارد )
او شير قوى و تنومندى است كه زد و خورد نيزهها را در وسط ميدان جنگ به عنوان لانهى شيرى براى خود بر مىگزيند .
بالاى سر او عقابها سايه گسترانيدند تا حضرت ، با غذا ( جسد دشمن ) از آن پرندگان پذيرايى كند ( عقابها بدنبال او حركت مىكنند تا از كشتههايى كه او بر جاى مىگذارد تناول كنند ) .
شهريار نيز شجاعت و شهامت حضرت عباس را ترسيم مىكند كه حتى آن هنگام كه دستانش بريده گشت ، شمشيرش را به دندان گرفته و مىجنگيد . توصيف شهريار از شجاعت حضرت عباس ( ع ) توأم با رويكردى عاطفى و احساسى است ، از اينرو تأثير بيشترى روى مخاطب و برانگيخته شدن احساس او دارد در حالى كه توصيف سيد حيدر حماسى و توأم با فخر بود :
دم مرگ ، شمشيرش عجبا به دندان بود * به شهامت و شيرى ، سمر بنىهاشم
( خشكنابى ، 122 : 1379 )
4 - 1 - 5 - 2 وجوه افتراق
از وجوه افتراق بين دو شاعر مىتوان به بُعد توصيف جسمانى در اشعار شهريار اشاره كرده كه در شعر سيد حيدر به اين مورد برنمىخوريم ، چرا كه سيد حيدر بر اساس اقتضاى شعرش بيشتر از جنبه اجتماعى به توصيف حماسى شخصيت عباس ( ع ) پرداخته است . اما شهريار با طبع و احساس رمانتيك خويش به توصيف زيبايى ظاهر و قامت ايشان مىپردازد :
4 - 1 - 5 - 2 - 1 قامت رشيد
شهريار در اين بيت قامت رشيد عباس ( ع ) را به سرو بلند قامت و راست تشبيه مىكند كه