رهانيد ، همانگونه كه در قرآن نيز بدان بشارت داده شده است :
« وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ
« 1 »
»
و همانطور كه پيامبر ( ص ) فرمودند :
« لاتقوم الساعة حتى تملأ الأرض ظلما و جورا وعدوانا ، ثم يخرج من أهل بيتى من يملؤها قسطا و عدلا كما ملئت ظلما وعدوانا »
( فيروز آبادى ، 328 : 1738 )
در شعر سيد حيدر ، مهدى ( عج ) احيا كننده نهضت حسين و وارث خون اوست ؛ خونى كه به ناحق و مظلومانه در دشت كربلا به زمين ريخته شد و در طول قرنها ، كسى نتوانست انتقام خون او را بگيرد ، تا سرانجام وارث حقيقى حسين ( ع ) كه منتقم خون اوست به پا خيزد .
شاعر در قصيده زير به مسئله خونخواهى امام حسين ( ع ) مىپردازد و از اين طريق عواطف و احساسات را برمىانگيزد . زيرا حسينبن على ( ع ) كشته راه حق است و وجدان هر انسان حق مدارى او را وا مىدارد كه عليه ظالم بشورد و در مقابل اين فاجعه سكوت نكند . در واقع تير باران كردن حسين ( ع ) ، هدف قرار دادن تمامى ارزشها و فضايل بود و هر كس به خونخواهى حسين ( ع ) برخيزد ، به احياى اين ارزشها پرداخته است . او در اينجا امام زمان را مخاطب قرار مىدهد و صحنه كشته شدن امام حسين را براى گرفتن انتقام خونش به تصوير مىكشد تا از اين طريق به برانگيختن حضرت مهدى بر قيام عليه ظالم بپردازد . صحنههايى كه سيد حيدر به تصوير مىكشد ؛ از شكسته شدن پهلوان حضرت و غارت پيكر وى ، تشنه شهيدن شدن وى ، تير خوردن گلوى طفل شيرخوارهاش ، و نيز الفاطى مستحكم كه در خور معناست ، همه در تحريك و بر انگيختن بر قيام و انقلاب نقشى پويا دارند كه شاعر از عهده اين مهم بر آمده است . وى پس از اين تصوير سازى پويا و متحرك ، از حضرت به غيرت الهى تعبير مىنمايد و از او مىخواهد شمشير آخته خود را بر گردن ستمگران جلا دهد . سيد امام زمان را به ماه شب چهاردهم تشبيه مىكند كه مردم با شوق منتظر ظهورش هستند تا سپاه پراكندهى خدا را فرا بخواند و انتقام خون امام حسين و آوارگى و اسارت اهل بيت را بگيرد :
هامش
( 1 ) سوره قصص ، آيه 5