گريست ابر خزان هم به باغ و راغ حسين
( شهريار ، 436 : 1361 )
اما در مقابل سيدحيدر به دنبال ريشهيابى حادثه و تحليل آن است . او با تكيه بر حوادث تاريخى ، مصيبت روز عاشورا را كينههايى قديمى مىداند كه بنىاميه ازخاندان نبوت بويژه رشادتهاى على ( ع ) در جنگ بدر و . . . به دل داشتند . سرتاسر شعر سيد حيدر يادآور وقايع تاريخى عاشورا و حقايق آن است . نگاه او به واقعه عاشورا ، اعتقادى و برگرفته از ادبيات التزام است .
سيد حيدر در ابيات زير از انتقام همراه با كينه و بغض دشمنان سخن مىراند ؛ او از دشمنانى مىگويد كه تنها به انتقام كشتگان خود در بدر و احد ، در برابر امام حسين ( ع ) صف آرايى كردند . شاعر از اينكه گونههاى حضرت را بر روى شنها مىبيند شگفت زده است ؛ گونههايى كه جاى بوسههاى پيامبر بود و اكنون اين چنين كينه توزان بر خاك آلودند :
كَفانى ضناً أن تَرى الحسينَ * شَفت آل مروان اضغانَها
غريباً أرى يا غريبَ الطّفوفِ * توسَّد خدُك كُثبانَها
و قتلُك صبراً بأيدِ أبوكَ * ثَناها و كسّرَ أوثانَها
( حلى ، 69 : 1404 )
همين درد براى من كافى است كه با قتل امام حسين ( ع ) دلهاى پركينه آل مروان شفا يافته است .
اى غريب طف ! چه شگفت است كه مىبينم گونههاى تو بر روى شنها قرار گرفته .
و كشته شدن تو به فجيعترين صورت ممكن ، به خاطر مجاهدت پدرت بود كه كمر آنها را خم كرد و بتهاى آنها را شكست .
4 - 1 - 4 - 2 - 4 رويكرد تاريخى ( فتح مكه )
از مضامينى كه در شعر سيد حيدر آمده است ، قضيهى فتح مكه است كه در شعر