دسته مدايح و مراثى تقسيم بندى شدهاند ؛ متن بيشتر اين اشعار جنبه حماسى دارند و بيشتر به استغاثه از امام عصر ( عج ) پرداخته و خواهان انقلابى عالمگير از طرف ايشان است تا ريشه ظلم از گستره هستى برچيده شود . در واقع مىتوان گفت محور اشعار عاشورايى وى قيام حسين ، دليل وقوع اين حادثه و بررسى آن از ديدگاه تاريخى همراه با رويكرد حماسى است ؛ اگرچه درلابهلاى اشعارش به حزن و اندوه وى برمىخوريم . در مقابل ، اشعار شهريار ، هر كدام داراى عنوانى هستند كه با متن شعر تطابق دارد ؛ قصايدى چون « داغ حسين » و « كاروان كربلا » ، « تضمين » محتوايى رثايى و حزنانگيز دارند و با متن شعر - كه فضايى غمبار دارد - مطابق است ؛ اما شعر « حماسه حسينى » ، تركيبى از فضاى اندوه و غم با فضايى حماسى است كه رويكرد رثايى بر آن غالب است ؛ زيرا شاعر شعر را با حزن و ناله آغاز مىكند و پس از آن در قسمت دوم از حماسه و رشادتهاى حضرت زينب ( س ) سخن مىگويد . و قصيده « انسانساز انقلابميز » و « قصيده سلام » عنوان و محتوايى حماسى دارد .
4 - 1 - 4 - 2 - 3 نام حسين ( ع )
بكارگيرى نام " حسين " در اشعار شهريار بيشتر به چشم مىخورد . شهريار در قصيده « حماسه حسينى » هفت بار از نام مبارك امام حسين ( ع ) استفاده كرده است . در شعر « داغ حسين » و « كاروان كربلا » نام مبارك امام حسين را به عنوان قافيه قرار داده است كه تكرار نام ايشان در هر بيت بر جنبه بكايى شعر مىافزايد ؛ در حالى كه سيد حيدر در بيشتر اشعارش القاب ايشان را مىآورد و به اصل و نسب اصيل امام ( ع ) تكيه مىكند كه اين نوع خطاب حاكى از فرهنگ عربى است كه براى تعظيم افراد ، از كنيه و لقب استفاده مىكنند .
هر دو شاعر به بيان واقعه تاريخى عاشورا پرداختهاند ، اما شهريار به چرايى حادثه نپرداخته و تنها به دنبال به تصوير كشيدن خود حادثه و رويداد است نه چرايى آن . او در سرتاسر اشعارش به تصوير صحنههاى كربلا مىپردازد ، از سوز دل رباب ، از خيمههاى آتش گرفته ، از لبان تشنه . او از داغ حسين ( ع ) روايت چنين مىكند :
محرم آمد و نو كرد درد و داغ حسين