گرفته و به دنبال بيدارگرى امت اسلام و قيام عليه حاكمان فاسد جامعه است . زبان شاعر در اين مراثى ، حماسى و گاهى عاطفى و احساسى است و از تعبيرها و اسلوبهاى بلاغى خصوصا استعاره ، تشبيه ، كنايه ، صنعت تضاد و طباق ، تناصهاى دينى ، قرآنى و تاريخى ، مراعات نظير و . . . بهره جسته است .
4 - 1 - 4 - 1 وجوه اشتراك
4 - 1 - 4 - 1 - 1 منجى
هر دو شاعر ، از امام به « سفينة النجاة » امت تعبير مىكنند كه تأثيرپذيرى هر دو را از حديث
« انَّ الحسين مصباحُ الهدى و سفينة النجاة »
اثبات مىكند .
در منابع روايى آمده است :
" إِنَّهُ لَمَكْتُوبٌ عَلَى يمِينِ عَرْشِ اللَّهِ مِصْبَاحٌ هَادٍ وَ سَفِينَةُ نَجَاة " ؛
در طرف راست عرش نوشته شده است : حسين چراغ هدايت و كشتى نجات است . ( الشيخ الصدوق ، 1378 ، ج 59 : 1 )
ائمه ( ع ) اگرچه نور واحد هستند و همگى چراغ هدايت به حساب مى آيند ، اما شرايط زمانه سبب مىگرديد تا جنبهاى از شخصيت آنان تجلى پيدا كند و به فعليت برسد و در نتيجه مظهر يك اسم از اسماى الاهى گردند . اما موقعيت و شرايط امام حسين ( ع ) يك شرايط ويژه بود . در آن شرايطى كه بنى اميه توانسته بود با تبليغات مسموم چهره اسلام را واژگون و مسخ نمايد ، امام توانست هم اسلام را از نابودى نجات بخشد و هم تمام ابعاد اسلام واقعى را در عمل براى جهانيان ترسيم نمايد و به نمايش بگذارد و در واقع راه نجات و هدايت را براى انسان ها تجسم نمايد . به جهت همين جامعيت ، واقعه عاشورا و امام حسين ( ع ) چراغ راهى شد كه حقيقت جويان در پرتو آن مى توانند خود را از گمراهى و ظلمات و تاريكى هاى جهل و نادانى نجات بخشند و از گرداب حوادث به سلامت به ساحل نجات بار يابند . حكمتى شگرف و رازى بزرگ در سخن پيامبر مصطفى ( ص ) نهفته است كه فرمود : « حسين كشتى نجات و رهايى است » . آرزوى رهايى ، اشتياقى قديمى در روح آدمى است و برترين تجلى آن عبوديت بىقيد و تسليم شدن محض به ارادهى الهى و محو شدن در وجود مطلق اوست . دعاى عرفه را كه