من از جهان به همين قوت قانعم آرى * كجا رسد همه دنيا به يك تن تنها
هواى آتش شوقم به عالم دگر است * به آب و خاك خسيسان چه جاى نشو و نما
( همان )
4 - 1 - 3 - 2 - 3 - 4 شفاعت
يكى ديگر از مضامينى كه شهريار با اقتباس از ديوان امير ( ع ) به نظم آن همت گماشته ، مسئله شفاعت است . شاعر اين ابيات را از خطاب منظوم حضرت على به حارث همدانى " يا حارُ همدانَ فمَن يمُت يرُنى " سروده است كه بيت دوم تضمين از آيه قرآنى
« إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ
« 1 »
»
است . شهريار در اين ابيات از قول حضرت مىگويد :
هر كه مُرد از جهان مرا بيند * خواه اهل صلاح و خواه فساد
بر سرم اهتزاز پرچم حق * نقش پرچم : « لكلّ قوم هاد »
همه بر موقف صراط از من * به تضرّع كنند استمداد
هر كه حقّ شفاعت از من داشت * آرمد در پناه رب عباد
( خشكنابى ، 90 : 1379 )
شاعر در جايى ديگر از قول حضرت امير به مخالفانشان ، مى گويد كه بدون مهر ولايت ، ايمان معنا ندارد . بيت دوم ، ضمن اينكه اشاره به حديثى از رسول اكرم است ، كه مى فرمايند :
« لا يدخل الجنّة مُبغِضٌ لِى و لِعَلىّ »
ترجمه مثلى است كه از قرآن اقتباس شده و كنايه است از كارى كه امكان پذير نيست :
« إِنَّ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا وَ اسْتَكْبَرُوا عَنْها لا تُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوابُ
هامش
( 1 ) سوره رعد ، آيه 7