بديعى ، تصويرى زيبا به شعرش بخشيده است ، در بيت اول نور را استعاره از محمد ( ص ) و در بيت دوم با بهرهگيرى از استعاره مكنيه ، شب را همانند موجودى قرار مىدهد كه زاد و ولد دارد و با متولد ساختن مبعث ، ظلمات را به نور و روشنايى مبدل كرده است . وجود صنعت تضاد و طباق بين دو كلمه « ظلماء و ضياء » در بيت اول به همراه استعاره مصرحه ، به زيبايى و گيرايى بيت افزوده است . شاعر در ابيات زير قدرت شاعرى و ذوق تواناى خود را در استخدام الفاظ و آرايههاى ادبى نمايان ساخته است .
و قائلًا : قد بُعثَ النورُ الذى * ليسَ يخشى أبدَ الدهرِ انطفاءا
مَبعَثٌ قَد ولدَتهُ ليلةٌ * لِلوَرى ظَلماؤها كانت ضِياءا
( حلّى ، 1404 : 29 )
نورى مبعوث شده است كه هيچ وقت خطر خاموشى آن نمىرود .
شبى كه تاريكىاش براى مردم روشنايى بود مبعث را متولد ساخت .
شهريار نيز به نورانيت پيامبر ( ص ) كه جلوهاى از نور خداوند است اشاره مىنمايد :
هنوز جلوه نداده است نور خود به تمامى * خدا به جلوه كند نور خود تمام محمد
( خشكنابى ، 64 : 1379 )
4 - 1 - 1 - 1 - 4 سرور كاينات
آنچه كه به صورت آشكار مشخص مىباشد ، اين است كه حضرت محمد ( ص ) مصداق بارز انسان كامل بوده و اسماء و صفات الهى در ذات مقدس آن حضرت تجلى يافته است . از اين رو ايشان داراى شخصيتى فرا انسانى است . سيد حيدر در ابياتى ، صفات و ويژگىهاى برجستهى پيامبر اكرم را كه موجب برترى او بر موجودات عالم شده ، برمىشمرد و او را سرور و سالار تمام اهل دين مىداند :
و أتى أكرمُ مبعوثٍ قد أخ - * تارهُ اللهُ انتخاباً و اصطفاءا
سادَ أهلَ الدينِ علماً و تقىً * و صلاحاً و عفافاً و إباءا