دارد . وى پيامبران الهى را به انگشترى تشبيه كرده و پيامبر ( ص ) را نگين اين انگشتر قرار داده و اين تشبيه كنايه از مقام والاى پيامبر اكرم در ميان پيامبران مبعوث از جانب خداوند است . شهريار با روح حساس و عاطفهى جوشان خويش با بهرهمندى از اين عناصر ، زيبايى شعرش را افزونتر كرده است .
زاد روز نبى است عقلِ كل * اشرف انبيا و ختم رُسُل
اين نگين ، خاتم النبيين است * آفرينش خلاصهاش اين است
( خشكنابى ، 63 : 1379 )
همچنين در قطعه " توشه " ، به وحدانيت و يگانگى خدا و به خاتميت پيامبر ( ص ) اشاره دارد و باز با تشبيهى زيبا نور چهرهى ايشان را به شمس الضحا تشبيه كرده و آن را هدايتگر بشر مىداند :
ستايش مر خدا را شايد و شكر و سپاس او را * شهادت مىدهم كز ما سواى او خدايى نيست
شهادت مىدهم پيغمبر خاتم محمد را كه * چون شمس الضحاى طلعتش نورالهدايى نيست
( شهريار ، 1387 ، ج 409 : 2 )
4 - 1 - 1 - 1 - 3 جريان نور محمدى
از مضامين مشترك ديگر در شعر اين دو شاعر ، تبلور نور محمدى در اشعارشان است . سيد حيدر با تأثير پذيرى از مضمون آيه قرآنى
« قَدْ جاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَ كِتابٌ مُبِينٌ
« 1 »
» ،
صفت نورانيت را به پيامبر ( ص ) نسبت داده ؛ در واقع روز مبعث را روز انفجار نور هدايت و روز زدودن ظلمت جهل و نادانى به واسطه پيامبر ( ص ) دانسته است . شاعر با استفاده از صنايع
هامش
( 1 ) سوره مائده ، آيه 15