افلاكيان گشت ، مىپردازد و آن شب را سراسر نور و رحمت براى مخلوقات عالم دانسته است . اسلوب ، واژگان و ساختارى كه شاعر به كار بسته ، آنقدر زنده و پوياست كه مىتوان اين شادمانى و سرور را از خلال كلمات دريافت . شاعر در اين ابيات از سوره اسراء و آيات اول اين سوره تأثير پذيرفته است . وى خير و بركت اين شب را نه تنها به موجودات جاندار و انسانها ، بلكه به جامدات نيز تعميم داده است . سيد حيدر در اين ابيات با بهرهگيرى از آرايهى تشخيص ، به شكلى زيبا ، به ترسيم اين شادى و خوشحالى كاينات پرداخته و روزگار را در اثر خوشحالى از اين واقعه ، همچون انسانى مىبيند كه به درجهاى از مستى و طرب رسيده است كه پهلويش به حالت رقص درآمده است . او اين مفاهيم را در ابيات زير جاى داده است :
بُورِكَت مِن ليلةٍ فى صُبحِها * كشفَ اللهُ عن الحقِّ الغِطاءا
خلعَ اللهُ عليها نَضرةً * راقت العالمَ زَهواً و اجتِلاءا
و استهلَّ الدهرُ يثنى مُطرباً * عَطفَ نَشوانٍ و يختالُ ازدهاءا
( حلّى ، 1404 : 29 )
پر خير و بركت شد شبى كه در صبحش ، خداوند پرده از چهرهى حقّ برداشت .
و خداوند به آن شب شادابى و زيبايى خلعت داد و جهان را سرشار از درخشانى و جلا كرد .
و روزگار مستانه شروع به طرب كرد و مغرورانه مىخراميد .
شهريار نيز بسيار زيبا در ابيات قابل ملاحظهاى معراج پيامبر ( ص ) را به تصوير مىكشد . وى در خصوص معراج ، نه تنها از آيات قرآنى متأثر بوده بلكه در نوشتن و سرودن معراج به احاديث نبوى نيز كه مربوط به قصه معراج است ، توجه داشته است . شهريار نيز با تاثيرپذيرى از آيه قرآنى
« سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذِي بارَكْنا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آياتِنا إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ
« 1 »
»
و
« ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّى - فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ
هامش
( 1 ) سوره اسراء ، آيه 1