شهريار در كنار توصيف برخى صفات ايشان همچون وفادارى و شجاعت ، همت و سقايت ، به توصيف ظاهرى ايشان نيز پرداخته و چهرهى زيبا ، قامت رشيد و . . . ايشان را براى مخاطب خويش ترسيم مىكند و از واژه ماه و قمر براى بيان زيبايى ظاهرى عباس ( ع ) استفاده مىكند
3 - 4 - 2 - 1 - 3 - 1 وفادارى
شاعر در اينجا ، عباس را مطيع و وفادار برادرش معرفى مىنمايد كه با كشته شدن او ، نه تنها كمر حسين بن على ( ع ) ، بلكه كمر خاندان بنىهاشم شكست :
به امام عصر خود چه برادرى يكتا * كه دو تا شد از قتلش كمر بنىهاشم
( همان )
3 - 4 - 2 - 1 - 3 - 2 زيبايى
شهريار در اين جا با تاثير پذيرى از آيه قرآنى
« وَ الشَّمْسِ وَ ضُحاها وَ الْقَمَرِ إِذا تَلاها
« 1 »
»
به توصيف چهره نورانى و ماه مانند عباس ( ع ) مىپردازد و مىگويد كه چهره ماه سان وى كه تبلور نور و درخشش " سوره الشمس " بود ، در روز تاسوعا غروب كرد :
شفقى زخون بود و رُخى آيت و الشمس * كه غروب كرد از ما قمر بنىهاشم
( همان )
3 - 4 - 2 - 1 - 3 - 3 سقايت
شهريار در قصيده « حماسه حسينى » از رفتن حضرت ابوالفضل به سمت نهر فرات و پر كردن مشك از آب مىگويد ؛ شهريار با توصيفى بسيار زيبا و دقيق صحنهى اذن گرفتن عباس ( ع ) از امام حسين ( ع ) و راهى شدن او به سمت نهر فرات را ترسيم مىكند و در خلال اين تصاوير جوانمردى و وفاى ايشان را به تصوير مىكشد كه با آنكه در كنار آب بود ، لب به آب نزد ؛ چرا كه غيرت عباس برنمىتافت كه خود آب بنوشد در حالى كه هنوز طفلان برادرش تشنه كاماند . در بيت بعدى با رويكردى عاطفى و حزن آلود به تصويرسازى صحنهى قطع شدن دستان حضرت ابالفضل و گرفتن مشك آب بر دندان و كشته شدن بىدست و سر او
هامش
( 1 ) الشمس : 2 و 1